افسردگی در خانم ها
افسردگی در خانم ها

چرا عوامل افسردگی بیشتر به خانم ها حمله می‌کنند ؟

محققان و متخصصان معتقدند که افت و خیز سلامت در بدن به خودی خود در افسردگی خانم ها موثر است . چرا که هورمون های موجود در بدن خانم ها تاثیر مستقیمی بر روی حالات و رفتارهای خانم ها در مراحل مختلف زندگی می گذارند. در حقیقت پیش از اینکه دخترها و پسرها به سن بلوغ برسند، میزان افسردگی در هر دوی آنها به یک اندازه است. و تنها پس از بلوغ است که اختلاف میان نارسایی های مربوط به افسردگی ، در آن ها به طور مشهود، قابل تشخیص می شود. برای مثال، دختری که به سن ۱۵ سالگی می رسد دو برابر پسرها در همین سن احتمال ابتلا به افسردگی دارد.

به عبارتی دیگر امروزه بیشتر خانم ها بیش از پیش فشارهای روانی داخل و خارج خانه را تحمل می کنند و بیشتر ممکن است دچار افسردگی یا مشکلات روان شناختی می شند. البته فیزیولوژی بدن آنها نیز از نظر هورمونی، شرایط را برای بروز افسردگی و اختلال های خلقی مهیا می کند.

در این میان شواهد نیز نشان می دهد که میزان بروز افسردگی در خانم ها تقریبا ۲ برابر آقایان است. پس لزوم شناخت خلق و خوی خانم ها و توجه به تغییرات هورمونی و اقدام به موقع اطرافیان می تواند تا حدود زیادی سطح سلامت روان خانم ها را بالا ببرد. برای توضیح بروز افسردگی در خانم ها باید از ۳ دیدگاه بیولوژیک، روان شناختی و اجتماعی به آن پرداخت.

پژوهشگران نیز در تحقیقات  خود به این باور رسیده‌اند که شرایط بیولوژیکی و شیوه زندگی، از عوامل روانی، اجتماعی ابتلای بیشتر زنان به افسردگی است چرا که زندگی مملو از فشارهای روانی ، کار زیادوخسته کننده ، بیکاری دراز مدت ، در گیری ها و مشکلات خانوادگی و مالی ، تحریک پذیری فرد را افزایش خواهد داد.

از آنجا که میزان تحمل شرایط سخت در بیشتر افراد و به خصوص خانم ها محدود است، بنابراین در مواجهه با چنین شرایطی حتما خود فرد و یا اطرافیان آن باید با مشاوره و گفت و گو با روانشناسان در صدد فرار از موقعیت روانی مذکور و ایجاد شرایطی برای بهبود وضع موجود باشند.

Depression Women mihanpost

بررسی ها نشان می دهند که آزار و اذیت های جنسی ، فقر و تنگدستی، ازدوا ج های اجباری، اندوه، اضطراب و احساس پوچی مداوم در قبال وقوع یک مصیبت، احساس گناه، بی ارزشی، ناتوانی، ناامیدی و بدبینی، کاهش انرژی، خستگی و احساس بی حالی و کم تحرکی،مشکل در تصمیم گیری، عشق های نافرجام، تصورات و خیالات بزرگ منشانه،عوامل ژنتیکی،عوامل بیوشیمیایی و … از مهمترین عوامل افسردگی در جامعه زنان در سراسر دنیا محسوب می شود.

جالب است بدانید که رایج ترین ریشه افسردگی در خانم ها، علت های اجتماعی است که از مهم ترین آن ها می توان به موقعیت اجتماعی، جایگاه شغلی و تبعیض هایی که نسبت به خانم ها در جامعه یا دنیا وجود دارد، اشاره کرد. به عبارتی با گسترش شیوه زندگی صنعتی، خانم ها علاوه بر نقش باروری، چند مسئولیت دیگر همچون حضور در محیط کار بیرون از منزل و نیز مدیریت امور منزل را به عهده گرفته اند و به مراتب نسبت به مردان حجم کار بیشتری را باید انجام دهند. فارغ از مسئولیت های کاری و مدیریت امور منزل، بارداری هم بار سنگینی است که طبیعت به عهده خانم ها گذاشته است. با توجه به نقش مهم خانم ها د رخانواده و اجتماع و وظایف مهمی مثل بارداری و حفظ بقای بشر که به آنها محول شده است، افسردگی شان، هزینه بیشتری را متوجه خانواده و اجتماع خواهدکرد.

به طور معمول خانم ها در آمد کمتری نسبت به آقایان دارند. بنابراین داشتن شرایط نامساعد اقتصادی آنها را دچار استرس کرده و اغلب آن ها را برای رسیدن به برنامه ی آینده نگران می کند و همین امر باعث می شود تا کمتر در متن جامعه قرار بگیرند و دسترسی کمتری به مداوای پزشکی داشته باشند. درصد کمی از خانم ها نیز از استرسی که تبعیض نژادی به آنها می دهد، رنج می برند. این مقوله، احساسی به شما می دهد که گویا هیچ گونه کنترلی بر روی زندگی خود ندارید. این امر شما را به سمت نافعالی جنسی، منفی گرایی و فقدان اعتماد به نفس سوق می دهد که تمام موارد در نهایت منجر به افسردگی می شوند.

اگر چه عوامل متعددی در افسردگی زنان دخالت دارد اما با وجود همه دانستنی ها درباره افسردگی ،نباید فراموش کرد که این بیماری قابل درمان است و حتی شدیدترین نوع آن نیز به درمان پاسخ خواهد داد . در واقع ، بخشی از ناامیدی ناشی ازافسردگی سبب می شود که فرد درمان پذیر بودن بیماری را باور نکند . لازم است که اطلاعات کافی درباره تأثیر مثبت راه های درمانی جدید در اختیار مبتلایان گذاشته شود تا درمان را زودتر شروع کنند .
اگر چه راه های درمانی متعدد هرگز نمی توانند در حد قابل توجهی ، توان فرد را برای مقابله با دشواری ها و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و ناملایمات افزایش دهند و به او کمک کنند که از زندگی خود لذت ببرند که در این میان نخستین گام،‌آزمایش های تشخیصی وگام بعدی ارزیابی روانشناسی است . درمان دارویی رایج ترین شیوه درمانی است . درمان گیاهی ، روان درمانی نیز از جمله راه های درمانی هستند .

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*