پنجشنبه، ۰۵ تیر ۹۳ - ۰۷:۲۶

به گزارش خبرنگار مهر، اگر دیروز بیماران جذامی و دیوانه چوب جهل مردمان خود را خورده و در گوشه ای ایزوله می شدند…

به گزارش خبرنگار مهر، اگر دیروز بیماران جذامی و دیوانه چوب جهل مردمان خود را خورده و در گوشه ای ایزوله می شدند امروز چشم ما شاهد بریده شدن جوانانی از زندگی  است که اگر دستی از مهر به سراغشان برود تشنه استقبال اند.

پایت را که به داخل کمپ می گذاری با استقبال معتادان بهبود یافته روبرو می شود. خودشان را باور دارند. ایستاده اند جلوی تمام بی مهری های دوست و خانواده و آشنا که حتی حاضر نبوده کتابش را امانت به وی بدهد.

با اعتماد به نفس ناشی از ترک به روزهایی اشاره دارند که کنار خیابان کارتون خواب بودند و حالا بعد از سال ها پاک شده اند. پاکی توام روح و جسم که شاید بیشتر ما با این همه غرور کاذب، خودخواهی، بی مهری به هم نوع و بی اعتنایی به حقیقت های پیرامون هیچگاه امتیاز به دست آوردن آن را نداشته باشیم.

نقطه قوت صحبت های آرمان ایمان است. می گوید هر چیزی طلب می کردم خانواده برایم تامین می کرد اما دریغ از یک نگاه محبت آمیز.

خدایم را گم کرده بودم

آرمان سال ها جنگیده تا پاک شده، با تمام وابستگی عاطفی که اعتیاد به دنبال دارد کنار آمده و حتی با وجود اینکه از مواد سنتی به سمت مواد صنعتی رفته است اما در نهایت یک جا در مقابل مرگ و نیستی عصیان کرده است.

حالا آرمانی که دیروز هر جا پا می گذاشت همه صحنه را ترک می کردند نماینده چند کمپ ترک اعتیاد در اردبیل و حومه است.

می گوید فقط ترک نکردم ایمانم را دوباره به دست آوردم. خدایی که گم شده بود را پیدا کردم و حالا می بینم که اعتیاد ترک ایمان و اعتقاد است.

وقتی 9 ساله ها معتاد می شوند

آرمان گرم و صمیمی خاطراتش را بازگو می کند درست به مانند یک انسان سالم و مقبول اجتماعی از خودم می پرسم چرا اینهمه طرد؛ آن هم زمانی که همیشه امید برای نجات است.

بهبود یافته ای که سال ها انواع مواد مخدر را تجربه کرده است به یاد دارد که حتی کودکان 9 ساله گرفتار در دام این حفره مرگ را دیده است. “12 و 15 ساله هم بودند و اگر بگوییم اغلب جوان به بی راهه نمی رویم”.

در مرکز اقامتی بهبودی میان مدت همیاران پاک همه جوان اند. با نگاه هایی که دود افیون چهره هایشان را پیر و خاکستری کرده است. اغلب در گوشه دنجی گمنامی را ترجیح می دهند و اغلب سکوت را. اعتقاد دارند “چرا با کسانی حرف بزنند که درست زمانی که احتیاجشان داشت ترک کردند؟”

اعتیاد زنان هشداری که سکوت توان خاموشی آن را ندارد

نبود مکان مناسب برای نگه داری و بستری معتادان و کمبود کمپ های مجوز دار ترک اعتیاد موجب شده است درمان اعتیاد درست در زمانی که مسئولان استانی از افزایش سن گرایش به آن هشدار می دهند به یک معضل اجتماعی تبدیل شود.

اما سهم زنان در این خلا به مراتب بیشتر است. آرمان معتقد است هر مرد معتاد اعتیاد را حداقل با یک زن تجربه کرده است و مدیر داخلی کمپ مجید نیرومند برایمان از وضعیت اسفناک معتادان زن می گوید.


” وقتی مجوز کمپ زنان داده نمی شود و جایی برای نگه داری نیست معتادان زن سرنوشت مبهمی دارند برخی برای درمان به تبریز و تهران فرستاده می شوند.”

نیرومند پای صحبت های معتادان نشسته و می گوید اغلب فروشندگان مواد مخدر زن هستند. چون کمتر شک برانگیز است.

“آمفتامین و ترامادول در زنان غوغا می کند و شیشه و هروئین در مردان. در اعتیاد در کمال تاسف سهم اندک از آن زنان نیست اینجا اگر سهم این گروه بیشتر نباشد حداقل برابر است.”

خیری که بی نشان مانده است

نیرومند پشت یارانه ای نشسته است که برنامه های موسیقی درمانی، ورزش درمانی، رقص درمانی، جلسات مشاوره گروهی، دارو درمانی و جلسات مشاوره فردی را برای 24 معتاد بستری در این مرکز برنامه ریزی می کند.

شش نفر در حوزه های مختلف با کمک این برنامه ها سلامت بیمار اعتیاد را به طور مداوم چک می کنند. تا وضعیت روحی و جسمی وی را برای بازگشت به زندگی عادی ارزیابی کنند.

با هیجان از روزهایی حرف می زند که از ساختمان اجاره ای قبلی کمپ بیرونشان کرده اند و بعد از اجاره نشینی موقت در یک ساختمان دیگر نهایتا مدیر کمپ آقای موفق نظر یکی از افراد خیر روستای “حسن باروق” را برای اجاره خانه جلب می کند.

شورای روستا مخالفت می کند و حتی برخی فرزندان این زن خیر. نهایتا خانه به بهای نازل اجاره داده می شود. خانه ای که می شود سرپناه جوانانی که از همه جا رانده شده اند.

زن صاحب خانه بارها از من درخواست می کند اسمی از او جایی نبرم. می گوید من که کار خیر خیلی بزرگی نداشتم. اما آن هایی که در این خانه ساکن اند قدر این مقاومت را خوب می دانند.

چشم پوشی روی کمپ غیر مجاز

مسعود گوشه حیات نشسته است. سیگار می کشد روی مبل شکسته و رنگ و رو پریده ای که بیشتر از هر چیزی گویای زندگی کسانی است که با بی مهری ها می جنگند تا دوباره خودشان را به جامعه اثبات کنند.

نزدیک تر می روم. می گوید به صورت رایگان از من نگه داری می کنند، پول بستری نداشتم باید 300 هزار تومان در ماه بپردازم که دیدند با این فقر حتی تک ریال ندارم.

 به گفته نیرومند بهزیستی سالانه فقط یک ماه 150 هزار تومان حمایت می کند. اگر مجبور نباشیم بیمار را رایگان نگه داری نمی کنیم. اما چاره ای نداریم تعداد کمپ کافی نیست.

مسئولان بهزیستی استان می گویند 10 کمپ مجوز دار در استان فعال اند که هر کدام ظرفیت 30 بیمار را دارند و هر بیمار می تواند حداکثر سه ماه بستری شود.

و نیرومند رقمی تکان دهنده را طرح می کند که هر کمپ سالانه 300 نفر بیمار اعتیاد را درمان کرده و از لیست خود خارج می کند.

در این میان کمپ های غیر مجازی در اردبیل فعال است که در یک منزل 100 متری 45 نفر را بستری کرده اند. نظارت ها از نظر معتادان مطلوب نیست و هنوز هم که هنوز است معتاد کنار خیابان چهره شهر را چنگ می زند.

متادون درمان معتاد به شیشه نیست

آرمان حتی به کلینیک های ترک اعتیاد نظر مثبتی ندارد.” متادون درمانی فقط برای بیماران تزریقی است. مسکن است. نمی تواند برای اعتیاد به شیشه علاجی بکند.”

هرچند کلینیک های ترک اعتیاد رشد قارچ گونه در سطح شهر دارند و در واقع به یک پیشه تجاری تبدیل شده اند، اما به نظر می رسد عملا در کاهش نرخ اعتیاد و یا درمان معتادان نقش موثری ندارند.

آرمان که با تمامی کمپ های ترک اعتیاد اردبیل در ارتباط است به یاد ندارد یکی از معتادان از طریق این کلینیک ها به بهبودی دست یافته باشد.

او معتقد است درمان اعتیاد سخت اما شدنی است. و وقتی در کمپ بیماران در کنار هم نشسته و قوت قلب یکدیگرند درواقع درمان روحی روانی و در ادامه درمان جسمی حادث می شود.

توهمی که با یک لحظه غفلت در ذهن خانه می کند

مدیر داخلی کمپ ترک اعتیاد معتقد است کار کمپ پرهیز مداری است. هر چند گرایش به قرص اکس در اردبیل پایین است و فقط 20 مبتلای به ایدز شناسایی شده است. اما باید توجه کرد که فقط درمان دارویی نمی تواند معتاد را درمان کند.

امیر ارسلان می نشیند روی زمین روبروی ما. داستان های متوهم، اعتماد به نفس کاذب. می گوید حتی جلوی باد و باران را می تواند برایتان بگیرم.

نیرومند از مراحل درمان وی برایمان می گوید که کمک کرده است تا درجه توهم و کارهای غیر قابل پیش بینی اش کمتر شود.

با دیدن حال و روز امیر ارسلان به من اثبات می شود که طرح نگه داری در منزل بیماران سازمان بهزیستی حداقل برای معتادان راهگشا نیست. چقدر ظرفیت و توانمندی می خواهد که با دنیای متوهم مواد صنعتی مقابله کرد.

آن هم درست در زمانی که ستاد مبارزه با مواد مخدر استان اعلام می کند 80 درصد معتادان بهبود یافته به دلیل آسیب های روانی ناشی از رها شدگی، عدم حمایت اجتماع، بیکاری و عدم حمایت روحی و روانی مجددا به سمت اعتیاد باز می گردند.

ضرورت حکم قوه قضاییه برای انتقال معتاد

نمی شود آیا کمپ ها را توسعه داد و گذاشت حداقل وقتی دست ما کوتاه است معتادان دست یکدیگر را برای بازگشت به زندگی عادی بگیرند؟

طبق آمارهای سایت ستاد مبراه با مواد مخدر استان اردبیل از مبادی در معرض خطر قاچاق به ویژه سیگار از کشورهای روسیه و آذربایجان است. زمینه اعتیادی که حتی پایش به مدارس باز شده و اولین و خردترین تجربه اغلب معتادان است.

به گفته نیرومند جامعه تصور روشنی از اعتیاد ندارد. به عنوان مثال مصرف ترامادول که به سادگی در داروخانه ها یافت می شود، مصرف الکل، مصرف داروهای نیروزای ورزشی و مصرف قرص های آرام بخش همه اعتیاد است.

اما وقتی از برخورد با معتادان و آسیب دیدگان توسط بهزیستی سوال می کنم. به پاسخ جالبی می رسم. بهزیستی بدون حکم قوه قضاییه حق امداد رسانی ندارد.

مدیر کل بهزیستی استان رویا احمدیان می گوید: اگر معتاد، کودک کار، زن خیابانی و کارتون خواب دیدید به 110 زنگ بزنید. اورژانس 123 بهزیستی هم بعد از حضور در محل از طریق مبادی قضایی اقدام می کند.

خیرین حمایت کنند

درد اعتیاد از یک سو و درد طرد شدگی از سوی دیگر. شاید اگر شغل داشتند و محبت خانوادگی را لمس می کردند و خانواده هایی که با چشم باز برای تربیتشان قدم بر می داشتند امروز اینجا نبودند.

احمدیان داستان تکراری نبود اعتبار را برای کمبود کمپ طرح می کند و از خیرین می خواهد گوشه کار را بگیرند.

در این میان بیمارانی که خواسته یا نخواسته در گرفتاریشان سهم داشتیم از بی اعتنایی ها به سطوح آمده اند. دلشان گوشه دنجی می خواهد که گمنام باشند. در همان دنیای متوهمی که من و تو را می ترساند.

…………………………….

گزارش: ونوس بهنود

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.