حسین کعبی و لگد ماندگارش!


مجله اینترنتی برترین ها

همشهری ج

وان: مصاحبه ای که می خوانید 2 بخش دارد. اول یک خاطره بازی در مورد جام جهانی
2006 که بسیار جذاب هم شده و قسمت دوم هم شرایط این روزهای حسین کعبی. البته لگدی که کعبی به صورت فیگو در جام جهانی گذشته زد، دلیل اصلی مصاحبه با کعبی بود. یک نگاه طنز به اینکه او در آن سال ستاره پرتغال را مهار کرد. با این همه کعبی خیلی به ماجرا طنز نگاه نمی کرد.

کعبی فکر می کند همچنان باید در تیم ملی باشد

قطبی و قلعه نویی را حلال نمی کنم

حسین کعبی مثل خیلی از فوتبالیست ها فکر می کند حقش خورده شده. او می گوید اگر خودش درست انتخاب می کرد و حقش را نمی خوردند، باید بازی های ملی اش به 160 یا 170 می رسید.

الان کجایی؟

– با استقلال خوزستان تسویه کردم و می خواهم در دقیقه 90 تیم جدیدم را انتخاب کنم. فعلا عجله ای ندارم.

کعبی و لگد ماندگارش!

فکر نمی کنی خیلی زود از تیم ملی دور شدی؟

– من 93 بازی ملی دارم. در همه رده های سنی هم سابقه کاپیتانی تیم ملی را دارم. اگر نامردی در حقم نمی شد و البته خودم هم اشتباه نمی کردم، الان با 160 یا 170 بازی ملی رکورددار بودم.

شرایط سنی ات موثر نبوده؟ اصلا فکر می کنی چه کسی در حق تو نامردی کرد؟

– از افشین قطبی و امیر قلعه نویی واقعا گله دارم! قلعه نویی وقتی سرمربی تیم ملی شد فقط می خواست به بازیکنان خودش بازی بدهد و آنها را در پست های غیرتخصصی بازی می داد. به همین دلیل من از تیم ملی کنار گذاشته شدم. قطبی هم مجبور شد مرا به تیم ملی دعوت کند چون واقعا خوب بازی می کردم و نمی توانست مرا دعوت نکند. در بازی ایران و سنگاپور قرار بود بعد از پیروزی به بازیکنان اصلی 4 میلیون و به ذخیره های 2 میلیون تومان پاداش بدهند. قطبی در 5 دقیقه آخر می خواست مرا به زمین بفرستد. از او پرسیدم چرا 5 دقیقه آخر؟ گفت می خواهم 2 میلیون بیشتر گیرت بیاید! بد کاری می کنم؟ ناراحت شدم و به او گفتم مگر من گدای 2 میلیون تومان هستم؟ واقعا برای تیم ملی و خودم متاسفم که چنین فردی سرمربی آن بود. او و قلعه نویی را حلال نمی کنم!

مثل اینکه دلت خیلی پر است. دیگر چه کسانی در حقت نامردی کردند؟

– من گفتم که خودم هم اشتباه داشتم که به اینجا رسیدم. به خاطر رفاقت خیلی ضرر کردم. به خاطر رفاقت با علی دایی هم ضرر کردم. هنوز چک 100 میلیون تومانی انصاری فرد در جیبم هست! مرا دور زد. البته مطمئنم که چوبش را خواهد خورد. کلا آدم های دور و بر علی دایی مرا سیاه کردند. به من می گفتند بیا با راه آهن قرارداد ببند. دایی تو را می خواهد. اما وقتی رفتم راه آهن هیچکس پشتم نماند. مالیاتی را که برعهده باشگاه بود، به گردن خودم انداختند.

تو با استیلی هم به مشکل خوردی، درست است؟

– بین من و او را خراب کردند. به دروغ گفتند که من با مرزبان به توافق رسیدم و قرار است او بعد از استیلی به پرسپولیس بیاید اما واقعیت نداشت. من استیلی را دوست داشتم و دارم و با او هیچ مشکلی ندارم.

بهترین دوران فوتبالت کی بود؟

– زمانی که دنیزلی به پرسپولیس آمد و مرا به این تیم آورد. من در امارات بازی می کردم اما او مرا می خواست. با آقای کاشانی صحبت کردم و آمدم پرسپولیس. یک روز به من گفت فردا می خواهم در پستی به تو بازی بدهم که حتی فکرش را هم نمی توانی بکنی! فردا رسید و گفت حسین برو خط حمله! اصلا نمی دانستم چه باید بگویم اما رفتم. در همان مقطع 9 بازی برای پرسپولیس انجام دادم و چند گل زدم، چند پاس گل دادم و پنالتی هم گرفتم. فکر کنم از 9 بازی 8 برد کسب کردیم و یک مساوی هم دادیم! خیلی مربی خوبی بود.

حسین کعبی می خواهد رضایتش از لگد زدن به فیگو را پنهان کند و خب نمی تواند

خوب است که من را با همین لگد می شناسند

هنوز هم همه آن صحنه را خوب به خاطر دارند. کعبی پایش را به صورت فیگو کوبید و او را روی زمین انداخت. شاید خیلی ها از این صحنه ناراحت شدند و فکر کردند که روح ایرانی خدشه دار شده. شاید عده ای هم خوشحال شدند اما حتما بیشتر مردم از خنده روده بر شده اند که تاکتیک دفاعی ایران جلوی ستاره بزرگ دنیا این حرکت بوده. حالا 8 سال از آن مسابقات می گذرد و ما خاطرات جام جهانی را با حسین کعبی مرو رکرده ایم.

از برخوردت با فیگو بگو و یادگاری که روی صورتش جا گذاشتی!

– آن صحنه فقط یک اتفاق فوتبالی بود. من هیچ عمدی نداشتم ولی هم پای من زیاد بالا آمد، هم صورت فیگو پایین آمد و آن برخورد پیش آمد. بعد از بازی هم وقتی متوجه شدم که صورتش زخمی شده با چلنگر به رختکن پرتغال رفتیم و از او معذرت خواهی کردم. او هم برخورد خیلی خوبی داشت و اصلا ناراحت نبود. حتی از من تشکر کرد و گفت تو بازیکن خوب و بزرگی می شوی و آینده خوبی داری.

کعبی و لگد ماندگارش!

آن برخورد شاید پررنگ ترین خاطره مردم ایران از جام جهانی 2006 باشد. اصلا مردم حسین کعبی را با فیگو و آن بلایی که سرش آوردی می شناسند، اینطور نیست؟

– این هم از شانس ماست! اما خدا شاهد است که بدترین خاطره من از دوران فوتبالم همان صحنه است. البته به اینکه مقابل آن ستاره ها بازی کردم افتخار می کنم ولی برخوردم با فیگو بدترین خاطره ام است. مردم هم همین که مرا به یاد دارند برایم کافی است حتی اگر با همان صحنه باشد!

اصلا خودت اولین بازی ملی ات را به خاطر داری؟

– دقیق یادم نیست اما فکر کنم بازی مقابل بوسنی و هرزگووین بود که 2-2 مساوی شد. من تا زمانی که برانکو سرمربی تیم ملی بود، فقط بازی با کره شمالی در تهران را به دلیل 3 اخطاره بودن از دست دادم. همان بازی که با پرتاب ترقه ناتمام ماند. به جز آن بازی، در تمام بازی های زمان برانکو بازی کردم.

برانکو چطور مربی بود؟

– تنها مربی که در ایران 5 سال دوام آورد و نتایج خوبی هم گرفت، برانکو بود. ایران با او قهرمان بازی های آسیایی بوسان شد. سوم جام ملت های آسیا در چین شد و به راحتی به جام جهانی صعود کرد. الحق و الانصاف فدراسیون و شخص دادکان هم به خوبی از او حمایت کرد.

اما خیلی ها از او انتقاد می کردند، می گفتند محتاط است و تیمش خوب بازی نمی کند.

– به خاطر اینکه از پرسپولیس و استقلال زیاد بازیکن دعوت نمی کرد، جو علیه او بود. هم مردم دوست داشتند از این دو تیم بیشتر بازیکن دعوت کند و هم رسانه ها علیه او فضاسازی می کردند. به جز فدراسیون هیچکس پشتش نبود و از او حمایتی نمی شد. برانکو 7 بازیکن از فولاد و چند بازیکن دیگر از تیم های شهرستانی را به تیم ملی دعوت کرده بود و به آنها بازی می داد، نتایج خوبی هم می گرفت اما هیچکس به کارنامه اوتوجهی نداشت.

صعود به جام جهانی چطور بود؟

– گروه مقدماتی ما خیلی سخت بود. با ژاپن، کره شمالی و بحرین همگروه بودیم. تیم الان ایران هم نمی توانست به راحتی ما صعود کند. ما کره شمالی را هم در زمین خودش بردیم. تنها باختمان هم وقتی رقم خورد که صعودمان به جام جهانی قطعی شده بود.

اما جام جهانی آنطور که فکر می کردیم پیش نرفت، چرا؟

– توقعات از تیمی که به راحتی به جام جهانی صعود کرده بود زیاد بود. البته اگر مشکل مصدومیت چند بازیکن و دعوای سازمان تربیت بدنی و فدراسیون پیش نمی آمد، شاید نتایج بهتری می گرفتیم ولی خداوکیلی چه کسی توقع امتیاز گرفتن از مکزیک و پرتغال را داشت؟ اصلا این منطقی بود؟ همین الان واقعا به نظر شما ایران تیم اول آسیاست؟ درست است که در این دوره به عنوان تیم اول گروه به جام جهانی رسیدیم اما هم به لبنان باختیم هم به ازبکستان!

ولی شروع خوبی در بازی با مکزیک داشتیم.

– در نیمه اول مقابل مکزیک عالی بودیم. با مساوی به رختکن رفتیم. مکزیکی ها از ما شناخت نداشتند و غافلگیر شدند. آنها ما را دستکم گرفته بودند ولی وقتی احساس خطر کردند بهتر شدند و در نهایت ما را بردند.

و بازی با پرتغال! قرار گرفتن مقابل فیگو، دکو، کریس رونالدو و … استرس نداشتی؟

– من با ابراهیم میرزاپور هم اتاق بودم. شب قبل از بازی با هم صحبت می کردیم. با خودم گفتم جام جهانی هر 4 سال یک بار برگزار می شود و معلوم نیست که دوباره چنین فرصتی نصیبم بشود یا نه. باید از آن استفاده می کردم. همه ما شاید چند سال پیش آرزو داشتیم که با بازیکنانی مثل فیگو و دکو فقط عکس بگیریم اما حالا قرار بود جلوی آنها بازی کنیم. این شانسی بود که در خانه من و دیگر هم تیمی هایم آمده بود. برای همین نباید با چیزی مثل ترس یا استرس آن را از دست می دادیم. شکر خدا بیشتر بچه ها بدون استرس بودند و بد بازی نکردیم.

بازی با آنگولا را چه می گویی؟ آن بازی را همه انتظار داشتند ببرید!

– قبول دارم که آن بازی را بد بازی کردیم. تیم حذف شده بود و انگیزه زیادی برای بچه ها نمانده بود، ضمن اینکه آنگولا هم تیم ضعیفی نبود. شما ببینید که با پرتغال و مکزیک هم خوب بازی کردند. تیمی قوی و دونده بودند که ما را حسابی خسته کردند.

کعبی و لگد ماندگارش!

با یکی دوتا از بچه های آن تیم که صحبت می کردیم، می گفتند بعضی از بازیکنان احترام برانکو را نگه نمی داشتند و به او سلام هم نمی کردند؛ واقعا چنین اتفاقی افتاده بود؟

– برانکو را خیلی از کارشناسان و اهالی فوتبال به دلیل اینکه بیشتر به شهرستانی ها بها داده بود قبول نداشتند. بعضی از بازیکنان هم همینطور بودند. خیلی ها می دانستند برانکو و دادکان بعد از جام جهانی رفتنی هستند، اذیت می کردند.

مثلا چه کاری؟ فقط در حد سلام نکردن؟

– نه! اجازه بدهید چیزی نگویم. خیلی کارهای بدتری بود که حتی نمی شود به زبان آورد. اگر چیزهایی که دیدم و می دانم را بگویم، سیل راه می افتد!

چه کسانی این کارها را می کردند؟ این را هم نمی خواهی بگویی؟

– بیشتر بازیکنان ذخیره برخورد خوبی با برانکو نداشتند و سعی می کردند زیرآب او را بزنند. باور کنید اگر بخواهم خیلی حرف ها را بزنم، باید قید این فوتبال را بزنم. البته ترسی از هیچکس ندارم اما گفتن این حرف ها هم هیچ دردی را دوا نمی کند.

دادکان چطور شخصیتی داشت؟

– او فوتبالی بود و مدیریت خوبی داشت. همه جوره پشت برانکو ایستاد. کار درستی هم کرد اما بازی فینال جام حذفی بین پرسپولیس و سپاهان را بهانه کردند و او را برکنار کردند! فقط برای اینکه مردم را ساکت کنند، تقصیرات را گردن او انداختند.

از ذخیره ها بگذریم. می گفتند در جام جهانی 2006 در تیم ملی باندبازی وجود داشت. خود دایی هم گفت در تیم کسانی بودند که توی چشمش نگاه می کردند و به او پاس نمی دادند!

– در مورد این حرف دایی چیزی نمی دانم. من چنین جوی ندیدم. شاید کسی از بیرون چیزی به دایی گفته بود. ولی جو اردو در جام جهانی خوب بود. یعنی به جز مسئله آنهایی که بازی نمی کردند، چیز دیگری در اردو نبود.

اما کریمی هم انگار مشکل داشت. لگدی که به ساک پزشک تیم ملی زد یادت نیست؟

– مشکل کریمی مصدومیتش بود. به هر حال او بازیکن شناخته شده ای بود. همه او را می شناختند و او هم دوست داشت در جام جهانی بدرخشد اما مصدومیت اجازه نداد که در حد و اندازه خودش باشد. به همین دلیل بعد از تعویض آن حرکت را انجام داد. همین چند روز پیش مگر بیک زاده با پزشک تیم جر و بحث نکرد؟ دلیلش فقط مصدومیت و ترس از دست دادن جام جهانی بود.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*