پنجشنبه، ۲۹ خرداد ۹۳ - ۰۵:۲۴

به گزارش خبرنگار مهر، چشم های منتظر به در ورودی مسجد میخ شده است که قرار است کسی به نمایندگی از رئیس جمهور…

به گزارش خبرنگار مهر، چشم های منتظر به در ورودی مسجد میخ شده است که قرار است کسی به نمایندگی از رئیس جمهور از آن عبورکند تا با مرهم حرف های زیبایش و دادن وعده هایی مبنی بر برداشتن فقر و بیکاری از روی شانه این دیار، زخم های کهنه اش را التیام بخشد.

یک ساعت از موعد مقرر گذشته و چشم ها همچنان در ورودی مسجد را می پاید. اما آن چه این انتظار را تشدید می کند پاکت نامه هایی است که آماده شده تا در کیسه نماینده دولت تدبیر و امید جای گیرند.

نامه هایی که هرکدام حاوی درخواست کمکی است از شهروندی فقیر یا درخواست وامی تا جوانی بیکار بتواند با آن زندگی تازه ای آغاز کند.

کافی است گوشه ای از محوطه مسجد بنشینی تا خستگی یک ساعت انتظار را کنار دیوارش جا بگذاری که چند نفر با کاغذهای سپید نانوشته دورت حلقه می بندند تا تو که خودکاری در جیبت خودنمایی می کند تندتند درخواست ها و دغدغه هایشان را بنویسی.

پیرزنی که چندنامه را محکم در دست گرفته است به خبرنگار مهر می گوید‌: رئیس جمهور کی می آید تا نامه ها را تحویل بگیرد؟ می گویم مادرجان خودش نمی آید نماینده اش را می فرستد.

از او می پرسم چه در نامه ها نوشته ای؟ می گوید: پنج پسر و دو دختر دارم که همگی بیکار هستند برای هرکدامشان یک نامه داده ام؛ نوشته اند شاید لااقل یکی از آن ها را سرکارببرند.

جوانی که در حال نوشتن نامه است می گوید‌: پدرم از کارافتاده است و نمی تواند کار کند. خودم هم لیسانس بیکار هستم. درخواستی نوشته ام شاید خواندند و …

یک نونهال دبستانی در حال نوشتن نامه است. چهره تکیده اش را برمی دارد و درجواب سوالم می گوید: برای پدرم نامه می نویسم او بیکار است شاید رئیس جمهور او را سرکار ببرد تا خانه ای برایمان بخرد.

نامه ها یکی یکی نوشته می شوند و به محض ظاهرشدن کیسه بلند و گشاد مخصوص نامه، دست ها با عجله به آن نزدیک می شود. کیسه در چشم به هم زدنی پرمی شود و دست های پینه بسته مردم کوهدشت خالی و دل هایی می ماند که در انتظار رسیدن جواب نامه درسینه می تپد.

سخنرانی حجت الاسلام یونسی شروع می شود. وی با دیدن نامه های دست مردم و هجوم دست ها برای رسیدن به کیسه مخصوص نامه می گوید: نامه هایی که مردم به ما می دهند هرکدام تیری است که یا از کار می گوید یا کمک یا بیماری …اما راهش این نیست، باید مشکل ریشه ای و اساسی حل شود.

نامه ها یکی یکی تمام می شود اما دغدغه های بیکاری و فقر و بیماری و بی آبی مردم کوهدشت همچنان ادامه دارد. نامه هایی که نشانی فقر با خود دارند و مسئولان باید برای یافتن صاحب نامه ها کوچه های فقر و بیکاری کوهدشت را نشانه بگیرند و مصوبه هایی از کارخانه و زمینه هایی که کار برایشان به ارمغان بیاروند.

اما این نامه نگاری ها که دردی از هزار درد مردم لرستان دوا نخواهد کرد حکایتی کهنه است که با ورود هیئت های دولتی و حتی سفر برخی شخصیت های کشوری به این استان به خصوص مردم کوهدشت مدام تکرار می شود.

مردمی که بدون داشتن کارخانه ای یا پروژه ای عظیم در فقر به سرمی برند و مجبورند برای یافتن کار و سیرکردن شکم خانواده های خود به میدان های کارگری کلان شهرها سفر کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.