کمال تبریزی:دوست دارم فیلم ترسناک بسازم

به گزارش میهن پست – همه کارهایش را دوست دارد. کارهایی که سالها برایشان زحمت کشیده است. کارهایی که مخاطب هم از آن‌ها خاطره دارد. لیلی با من است، شیدا، شهریار، دوران سرکشی و…. کمال تبریزی این شب‌ها مهمان مخاطبانش است. پس از سریال جنجالی «سرزمین کهن» که پنجشنبه‌ها از شبکه سه پخش می شد و قطع شد در این شب ها فیلم «طبقه حساس» را در برنامه اکران نوروزی سینماها دارد.

 سال 1389 فیلم خیابان‌های آرام را ساختید و پس از آن از سینما دور بودید. البته در این مدت مشغول سریال سرزمین کهن بودید، اما این دوری  از سینما چگونه بود؟

فکر می‌کنم این دوری ناخواسته  بوده است. ما ایرانی‌ها ضرب المثلی داریم که می‌گوییم «عدو شود سبب خیر». به هر حال کسانی که در دوره گذشته چندان از من خوششان نمی‌آمد و مانع کار کردن من شدند  یا بر من سخت گرفتند باعث شدند روی مطالعه تمرکز کنم و فاصله گرفتن از فیلمسازی و نگاه کردن به کارهای گذشته‌ام به من امکان داد که اگر فیلم جدیدی بسازم، چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد، چقدر متفاوت باشد تا  بتواند با مخاطب ارتباط لازم را برقرار کند. نتیجه این تمرکز مطالعاتی، چند فیلمنامه است. الان می‌توانم بگویم به تعداد انگشتان هر دو دست طرح و ایده و فیلمنامه آماده و نوشته شده دارم که امیدوارم بتوانم به تدریج طی سالهای آینده آن‌ها را بسازم.

 با آقای پیمان قاسم خانی که گفت‌و‌گو کردم گفتند طرح اولیه فیلم را سیروس همتی مطرح کرد و شما هم از قاسم خانی خواستید فیلمنامه را بنویسد. آیا این همکاری دوباره به دلیل موفقیت فیلم مارمولک است و این‌که می‌خواستید آن موفقیت تکرار شود؟

همیشه وقتی ایده‌ای مطرح می‌شود، این‌که به تناسب آن طرح چه نویسنده‌ای را انتخاب کنید بسیار مهم است حتی در موفقیت یا عدم موفقیت فیلم مؤثر است. ایده‌ای که آقای همتی مطرح کرد به نظر من و آقای جواد نوروزبیگی تهیه‌کننده به قلم پیمان قاسمخانی نزدیک بود. پیمان قاسم خانی گزینه مناسبی برای نگارش این فیلمنامه بود. وقتی با او درباره طرح صحبت کردیم او هم بلافاصله ابراز علاقه و تمایل کرد و ما هم مطمئن شدیم گزینه درستی را انتخاب کردیم.

وقتی فیلمنامه آماده شد، به سراغ ساختش رفتیم. یکسال یا شاید هم بیشتر به دنبال ساخت این فیلم بودیم. هر چه برای دریافت پروانه ساخت تلاش می‌کردیم موفق نمی‌شدیم تا این‌که در پایان دوره مدیریت آقای شمقدری موافقت کردند و پروانه ساخت صادر شد.

 فکر می‌کنید «طبقه حساس» موفقیت مارمولک را تکرار کند؟

منظورتان اقبال مخاطب است؟

 هم اقبال مخاطب و هم سیمرغ و جوایزی که گرفت.

نمی دانم. جشنواره بسته به این‌که بخواهد چه سیاستهایی را دنبال کند یا چه کارهایی را الگو قرار دهد، می‌تواند مسیرهای مختلفی را دنبال کند. مثلاً در دوره‌های قبلی فیلم‌هایی مطرح شدند که در حد و اندازه‌ای نیستند که در جشنواره‌ای مثل فجر مطرح شوند. امسال هم نمی‌دانم چه اتفاقی می‌افتد. فقط می‌توانم بگویم استقبال مخاطب از فیلم ما، خوب خواهد بود البته نه در اندازه مارمولک، چون با آن فیلم متفاوت است. در واقع در کنار فضای طنز مفاهیم جدی تری هم درباره مرگ مطرح می‌شود.

امیدوارم با توجه به قصه متفاوت بتواند ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند. من فکر می‌کنم همین که فیلمم در جشنواره با مخاطب ارتباط خوبی برقرار کند جایزه‌ام را گرفتم. الان دیگر نوبت جوان ترهاست که جایزه بگیرند.

 آقای قاسم خانی می‌گفتند طبقه حساس طنز سیاه است. نگاه شما چیست؟

شاید کلمه سیاه برایش مناسب نباشد یعنی به آن سیاهی نیست که بشود ازاین کلمه استفاده کرد. طنزش متأثر‌کننده هست اما سیاه به معنای این‌که مخاطب را ناامید کند، نیست. در حقیقت طنزی است که نسبت به کارهای قبلی من کمی بیشتر شما را وادار به فکر کردن نسبت به مقوله‌ای که در حال خندیدن به آن هستید، می‌کند. مخاطب را به تفکر بیشتری وادار می‌کند و از این جهت متفاوت است. من با کلمه طنز سیاه موافق نیستم چون اصولاً مرگ را شیرین می‌دانم. چون مرگ روزی سراغ همه ما می‌آید. بنابراین چهره‌ای که در فیلم از مرگ نشان داده می‌شود، مقداری دوست داشتنی هم هست.

 شما از آن دست کارگردان‌هایی هستید که در کارنامه تان انواع سبک‌ها و ژانرها دیده می‌شد. مثل طنز، جدی و… چطور به این تفاوت ژانر رسیدید؟

سینما برای من مثل زندگی روزمره است. چیزی در کنار همه علایق و افرادی که با آن‌ها برخورد می‌کنم. فیلم ساختن به مسافرت می‌ماند. مثلاً تصمیم می‌گیرید سفر خارج از کشور بروید یا ایرانگردی کنید. ساختن فیلم برای من چنین ویژگی ای دارد، این‌که اثر چه ژانری داشته باشد، مهم نیست بلکه مهم مفهومی است که می‌توانید در ژانر جست‌و‌جویش کنید.

 و در این میان به  قصه گویی هم اهمیت دادید یعنی بیشتر به روایت اهمیت می‌دهید تا فرم؟

این نکته مهمی است. اساساً قصه پردازی در هنرهای نمایشی نخستین اصل مهم است. تجربه نشان داده این‌که فقط به فرم فکر کنید یا به موقعیتی که در لحظه بوجود می‌آید یا لحظاتی که شاید جذاب باشند اما قصه ندارند، چندان موفق نیست. شاید در تعدادی جشنواره به چنین فیلم‌هایی توجه شود اما از نظر اقبال عمومی موفق نیست چون مخاطب عام به قصه علاقه‌مند است. او می‌خواهد از نقطه‌ای شروع کند و به نقطه پایانی برسد. طبیعی است که همیشه باید قصه وجود داشته باشد. هر نوع فیلمی که می‌سازیم باید توجه کنیم که قصه در رأس ماجرا قرار دارد. قصه استخوان بندی اصلی است و اگر وجود نداشته باشد تقریباً تمام زحماتی که برای فیلم می کشید بی‌نتیجه می‌ماند.

 بسیاری از کارگردان‌ها وقتی با بازیگری به درک مشترک می‌رسند در کارهای بعدی شان هم از او استفاده می‌کنند اما این اتفاق کمتر در کارهای شما رخ داده است  و با بازیگران مختلفی همکاری داشته‌اید؟

دلیلش همان تنوعی است که شما به آن اشاره کردید.  وقتی برای مضامین مختلف  سراغ انواع مختلف می‌روید، طبیعتاً برای ساختار هم این اتفاق می‌افتد مثلاً با یک فیلمبردار کار کرده اید در کار بعدی سراغ فیلمبردار دیگری می‌روید یا طراح صحنه یا بازیگر.

در واقع چون فیلمنامه متفاوت است، عوامل هم تغییر می‌کنند. در حقیقت چون فرم تغییر می‌کند،  ژانر عوض می‌شود. بنابراین طبیعی است که بازیگران هم عوض می‌شوند. چون به شیوه‌های مختلف کار می‌کنم طبیعی است که سراغ بازیگران مختلف هم بروم.

 چه نوع فیلم دیگری باقی مانده است که مایل هستید بسازید؟

دوست دارم فیلم ترسناک بسازم.

 چه جالب، آقای قاسم خانی در همان گفت‌و‌گو اشاره کرد که طرح فیلم ترسناک دارد.

پس باید با او صحبت کنم، می‌خواهم بروم سراغ این‌که ریشه ترس چیست. می‌گویند ترس زاییده جهل است وگرنه انسان نباید بترسد. یکی از دلایل ترس ندانستن است و من مایلم با توجه به این موضوع فیلم بسازم. تنها ژانری که تا به حال سرک نکشیدم ژانر وحشت است و اگر فیلمنامه خوبی پیشنهاد شود کار می‌کنم.

 شما دو فیلم توقیفی در دوران گذشته دارید که به نمایش عمومی در نیامدند. پاداش و خیابان‌های آرام. اگر بگویند خودتان یکی را برای اکران انتخاب کنید کدام را انتخاب می‌کنید؟

پاداش، چون زمانه پاداش همین حالاست اما برای اکران خیابان‌های آرام زود است. به نظرم باید زمان بگذرد.

منبع:روزنامه ایران

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*