روایت بحران شن های روان و تثبیت آن در شهرستان گناباد و ضرورت نگاهی همگانی

به گزارش ایرنا ، حقیقت این است که در چند سال اخیر افزایش گرد و غبار، نوسانهای جوی و طغیان ریزگردها بارها علائم هشدار دهنده خود را آشکار کرده بود اما توفان شدید اخیر یک واکنش جدی از سوی طبیعتی بود که همه این سالها زخمی و آزرده در محاق فراموشی افتاده است.

صرف نظر از همه عوامل و دلائل موثر، نمی توان از غفلت عمیق ، سوء تدبیرها و تساهل عمومی در برخورد با محیط زیست و منابع طبیعی و بروز شرایط کنونی چشم پوشی کرد.

اگر قرار است در جو حساسیت های مقطعی متوقف نمانیم و اراده جمعی متولیان و عموم مردم معطوف به چاره اندیشی، ریشه یابی، برنامه ریزی، تصحیح شیوه های ناکارآمد و پایان دادن به غفلت ها باشد ناگزیر از مرور تجربه های گذشته، درس آموزی و نیز نقد عملکردها هستیم.

از سویی ارج گذاری به تلاش ها و خدمات ارزنده ای که انجام شده نیز مسوولیت ما است و افزون بر همه اینها، وقوف به این مساله است که بحران کنونی دامنه های وسیع تری از جغرافیای گناباد دارد و بی تردید معلول برخی عوامل متفاوت غیرقابل کنترل در سطح شرق کشور نیز می باشد.

این مطلب اشاره ای به سابقه اجرای طرح تثبیت شن و نظرات برخی از مدیران وقت و کارشناسان منابع طبیعی درباره وضعیت زیست محیطی شهرستان دارد و نیز به چگونگی شکل گیری کمربند سبز شهرستان و نیز جنگل ˈقو‍ژد ˈو البته تخریب و نابودی تدریجی آن پرداخته تا زمینه ای برای نقش آفرینی همگانی و حساسیت نسبت به این وضعیت در این حوزه شویم.

مساله ای که متوجه سلامت روان ، جسم ، فرهنگ ، معیشت ، اقتصاد و همه وجوه زیستی یک شهر است و اکنون بیش از هر زمان دیگری ضرورت ، اولویت و اهمیت خود را نمایانده است.

همه کارشناسان بر این باور هستند که تعداد وقوع و انرژی وقوع توفان ها و حرکت شن های روان در مناطقی که پوشش گیاهی ندارند ،افزایش می یابد .

در این بین در مناطق خشک و کم باران مثل شهرستان گناباد اجرای طرح هایی مانند طرح تثبیت شن ، بذرپاشی، بوته کاری و توسعه پوشش گیاهی به شکل مطالعه شده و با رویکرد کارشناسی پس از شناسایی دقیق کانون های بحران از اهمیت بالایی برخوردار است.

ضمن آنکه حفاظت از مراتع و منابع طبیعی تجدید شونده و بهره برداری صحیح از منابع طبیعی ، آموزش همگانی ، رسیدگی به نیازها و مشکلات دامداران برای جلوگیری از چرای مفرط مراتع و بوته کنی و پرهیز از شیوه های غیر حرفه ای و رویکردها غیر علمی زودبازده اما سطحی و نازل ، می تواند راهگشا باشد.

اما آنچه بیش از همه می تواند تاثیر گذار باشد حساسیت و عزم همگانی و مشارکت مردمی در این زمینه است تا کار در سطحی تاثیر گذار اجرا و تداوم و حمایت شود.

به همین دلیل بیابان زدایی به عنوان یک اندیشه جهانی همیشه مطرح بوده است و در این راستا به دنبال تخریب اراضی توام باخشکسالی ها و قحطی شدید اوایل دهه 1970 به خصوص در آفریقا موضوع بیابان زایی به عنوان یک معضل جهانی مطرح شد.

به گونه ای که در سال 1992 سران کشورها در کنفرانس زمین ، این بلای قرن بیستم را به طور جدی مد نظر قرار داده و فصل 12 دستور کار قرن 21 را به این موضوع اختصاص دادند.

پس از آن کمیته ای بین المللی تحت نظر سازمان ملل راه اندازی شد که پس از بحث ها و مذاکرات طولانی سرانجام بعد از سه سال در 17 ژوئن 1994 (1372) با عنوان کنوانسیون مقابله با بیابان زایی نهایی گردید.

اکتبر همان سال این معاهده در پاریس آماده امضا شد که جمهوری اسلامی ایران سومین کشور امضاء کننده آن بود.

در سال 1373 با ابلاغ رییس جمهوری وقت کمیته ملی بیابان زایی کشور به ریاست وزیر جهاد سازندگی (وقت) و عضویت 9 وزارتخانه و سازمان تشکیل شد و در نهم دیماه سال 1375 متن کنوانسیون بیابان زایی از تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی گذشت و ایران به طور رسمی به عضویت آن درآمده و متعهد به اجرای مفاد آن گردید.

در ماده 2 هدف کنوانسیون ، بیابان زدایی و کاهش اثرات خشکسالی در کشورهای مبتلا عنوان شده و دستیابی به این هدف مستلزم توجه به آن در راهبردهای جامع بلند مدت بوده که همزمان روی بهبود و تولید اراضی (اعم ازمنابع طبیعی و کشاورزی ) احیاء و حفاظت و مدیریت پایدار منابع آب و خاک متمرکز شده و در نهایت به بهبود شرایط زندگی مردم ( به ویژه آنان که امرار معاششان وابسته به این منابع می باشد) بیانجامد.

سابقه طرح تثبیت شن در شهرستان گناباد

…………………………………………………….

از اوایل دهه 40 و به دنبال بوته کنی و تخریب مراتع و چرای بی رویه دام و عدم شناخت از اهمیت منابع طبیعی که البته بخشی به دلیل نوع زندگی و مناسبات اجتماعی تحمیلی و طبیعی در آن روزگار بوده اکوسیستم منطقه به تدریج دگرگون شد، درختان جنگلی و گیاهان مرتعی نابود شدند.

این فرآیند زیان های عمیق و بزرگی به بار آورد و تاثیرش را بر قنوات ، زمین های کشاورزی ، مناطق مسکونی و زندگی عادی مردم نشان داد بویژه روستاها ،باغ ها و مزارع و مناطقی که در جهت حرکت بادها و شن های روان بودند آسیب فراوانی دیدند.

بسیاری از مردم، مناطق سکونت خود را ترک کرده و مهاجرت را به جای ستیز بی ثمر با باران ، باد و خاک را برگزیدند.

مسیرهای عبور و مرور وسائل نقلیه بارها و بارها مسدود شد و شدت حرکت شن های روان به حدی بود که وضعیت غیر قابل تحملی برای مردم ایجاد کرده بود تا اینکه دولت وقت در سال 1345 طرح تثبیت شنهای روان گناباد را به اجرا گذاشت.

گناباد بعد از سبزوار دومین شهری بود که در آن ایستگاه تثبیت شن تاسیس شد و سپس منطقه وسیعی از قسمت های شمالی شهرستان گناباد انتخاب شد و در این محدوده خاص که کانون بحران بود به تدریج و منظم عملیات بذرباشی و نهال کاری انجام گرفت.

این منطقه حفاظت شده که به آن منطقه قرق می گفتند تحت کنترل و نظارت مستقیم ماموران بود تا جلوی هرگونه چرای دام یا بوته کنی و آسیب رسانی به پوشش گیاهی در آن گرفته شود این روند سال های متمادی همراه با مرارت های بسیار ادامه یافت .

مناطق تحت پوشش و حفاظت به محدوده های قوژد، نوده پشنگ، یونسی، بیمرغ، سردق ، مرندیز ، فخرآباد و ..(روستاهای گناباد و بجستان ) گسترش یافت و هزاران هکتار از زمین های عریان و خشک و کانون های شن روان پوشیده از گونه های تاغ و پوشش گیاهی دلپذیر شده بود دیگر خبری از طوفان خاک و شن نبود.

آزادسازی محدود و کنترل شده مناطق قرق در برخی فصول، برداشت علوفه خشک به عنوان خوراک دام و سود اقتصادی تزریق شده به بخش دامداری که محصول تعادل بخشی حوزه دامداری و وضعیت مراتع بود را می توان به سایر ارمغان ها و دستاوردهای مثبت این طرح ارزشمند افزود.

اما جنگل کاری در روستای قوژد از توابع شهرستان گناباد که یکی از کانون های اصلی آغاز طرح تثبیت شن در گناباد بود ،ماجرایی جالب دارد.

پیر مردی که بیش از هفتاد سال عمر دارد و از نخستین افرادی است که بعنوان مامور حفاظت اداره جنگلبانی در این منطقه فعالیت کرده از مصائبی می گوید که در آن ایام پشت سر گذاشته است.

او می گوید : هنوز وقتی تاغ های سر بریده و این خاک تاراج شده را می بینم غصه دار می شوم و تاب تحمل و طاقت خود را از دست می دهم .

ابراهیم ظریفی در خصوص چگونگی شکل گیری جنگل قوژد افزود : فردی از تهران به نام مهندس ˈحکیمیانˈ آمده بود ، او آدم جدی و خوش فکر و پرتلاشی بود، همت داشت و بسیار پیگیر و کوشا.

وی ادامه داد :البته قبل از اینها به خاطر وضعیت اسفبار گرد و خاک خانواده ˈاعتضادیˈ که از خانواده های فرهنگی روستای قو‍ژد بودند نامه نگاری کرده بودند و مشکل شن های روان را به اطلاع مرکز رساندند.

وی گفت : بعد از این نامه نگاری مهندس حکیمیان را از تهران فرستادند او مردم قوژد را جمع کرد و گفت این یک استکان زهر است که باید بخورید، اگر چه تلخ است اما این زهر شما را نمی کشد نجات تان می دهد و خوب می شوید، بر این مبنا از فردا کار را شروع کنیم و به مکانی احتیاج دارم که ایستگاه را راه اندازی کنیم.

پیرمرد ادامه داد : مردم گفتند ما آب و زمین نمی دهیم و مقاومت می کردند چون جلوی بوته کنی و چرای دام گرفته می شد محدودیت برایشان درست می شد اما مهندس می گفت در آینده خواهید فهمید که کار امروز چقدر اهمیت داشته است.

وی افزود : خانواده اعتضادی از سهم آب خودشان آب مورد نیاز را تامین و بطور کامل حمایت کردند تا ایستگاه جنگلبانی قوژد ساخته و بذرپاشی شروع شد و ما که 12 نفر بودیم نهال را از خزانه می آوردیم و در اطراف می کاشتیم واقعا کارها به خوبی پیگیری شد.

وی اظهار کرد : یادم می آید یک شب باران شدیدی می بارید که مهندس حکیمیان آمد و گفت بیایید بیرون امشب باید بذر بکاریم و به همه شما نیروهای حفاظت هم احتیاج داریم و به این روش زیر باران شدید شروع به بذر پاشی کردیم و تا صبح در قسمت های مشخص شده بذر پاشیدیم.

وی با بیان اینکه اوایل سختی کار زیاد بود گاهی کار به درگیری هم می کشید، افزود : شب و روز گشت زنی می کردیم اگر کسی دام وارد منطقه می کرد یا بوته ای از زمین می کند به شدت با او برخورد می شد و جرایم سنگینی داشت.

وی گفت : به تدریج با افزایش فعالیت ها مردم هم با دیدن اثرات کار و رشد نهال ها همراهی بیشتری نشان دادند و بعد از حدود 10 سال کار توام با مشقت و آبرسانی دستی که بعدها تانکری شد و مراقبت ها و زحمات بسیار، جنگل قوژد پدید آمد.

ظریفی در پاسخ این سووال که چه شد که جنگل قوژد کم کم دچار آسیب های بسیار شد، گفت : آدم های سابق بیشتر و جدی تر کار می کردند ،نیروی بیشتری بود بودجه و اعتبارات هم بیشتر صرف می شد.

وی در ادامه با بیان اینکه بریدن تاغ ها امری طبیعی است ، افزود : بریدن جنگل برای جوان کردن بود اما سال بعد خشکسالی پشت سر باعث نابودی جنگل شد.

این گفت : البته بهتر بود با تدبیر بیشتری عمل می شد اما شاید دستور از بالا بوده! به هر حال خشکسالی ، کم توجهی ها، غفلت ها و توقف جریان پاینده ای که از سال ها قبل بنیان گذاشته شده بود بخش عظیم و عمده این سرمایه طبیعی گرانقدر به نابودی کشاند.

یکی از بازنشسته های قدیمی منابع طبیعی شهرستان نیز گفت : مردم در آن زمان حتی از دادن آب به گلدان ها خودداری می کردند و ما مجبور بودیم با سطل و دلو به آنها آب دهیم.

ابراهیم خادمی ادامه داد : ما شبها تا صبح و صبح تا شب چشم از بوته ها بر نمی داشتیم قدیمی ها با فکر و برنامه ریزی و پشتکار زیاد کار می کردند ولی متاسفانه طرح تثبیت شن و جوان سازی جنگل قوژد درست ادامه پیدا نکرد و به علت اجرای نادرست دستاوردهای حاصل شده هم از بین رفت.

مدیری که بیش از یک دهه طی سال های 1370 تا 1381 مدیریت اداره منابع طبیعی شهرستان گناباد را برعهده داشت هم اولویت نگاه کارشناسی و علمی را به آسیب های این حوزه مطرح می کند.

وی از کسانی است که ضرورت توجه به مشکلات منابع طبیعی و الزام اتخاذ تدابیر کلان را سال ها قبل در پژوهشی مفصل منتشر کرده است.

علی راسخی در گفت و گو با ایرنا تاکید کرد : خشکسالی های پیاپی موجب شده که در مراتع طبیعی و جنگل ها رویش به صفر برسد.

وی ادامه داد :کاهش مراتع به طورطبیعی کاهش دام و رکود در بخش دامداری را در پی داشته و دگرگونی این چرخه به جز تاثیرات مشهود طبیعی که اکنون هم احساس می شود تبعات جدی غیر قابل محاسبه ای در سایر بخش ها نیز داشته و دارد که شاید مورد توجه عموم نباشد.

وی گفت : در دهه هفتاد حرکت های خوبی در گناباد انجام شد که البته حاصل تلاش همه همکاران و سیاست های انبساطی دولت وقت بوده است چنانکه حدود پنج تا شش هزار هکتار نهال کاری انجام و هفت تا هشت هزار هکتار بذر پاشی شد.

راسخی یکی از اشتباهات بزرگ را واگذاری امکانات و تجهیزات به بخش خصوصی می داند و می گوید : واگذاری برخی امور مربوط به حوزه منابع طبیعی به بخش خصوصی تجربه موفقی نبود.

وی افزود : کاهش بودجه ها و کوچک سازی دامنه فعالیت ها که در دوره های بعد اتفاق افتاد از دیگر عوامل آسیب زا بود مناطق قرق که با دقت و نیروی کافی محافظت می شد با توجه به کاهش نیروی انسانی و انقباضات بودجه ای از کنترل و محافظت بایسته خارج شد .

وی ادامه داد : روشن است که رسیدگی به بحث پر اهمیتی مثل منابع طبیعی و فعالیت های وسیع مرتبط مورد نیاز با آن در بخش کارشناسی و اجرایی با چهار یا پنج نفری که مجبورند در اداره بنشیند و به امور روزمره برسند امکان پذیر نیست.

وی با بیان اینکه در سال های اخیر نگاه کلان به موضوع منابع طبیعی جدی نبوده ، عنوان کرد : وقتی نیروها کاهش می یابد اعتباری برای ایجاد پوشش گیاهی و نهال کاری به میزان موردنیاز وجود ندارد ، دام مرتب وارد مناطق قرق می شود ضمن آنکه مجال و امکانی برای ترویج مباحث فرهنگی و اقدامات زیربنایی فراهم نیست و روز به روز مشکلات این حوزه افزایش می یابد .

وی ادامه داد :در حال حاضر چارت سازمانی منابع طبیعی کوچک شده و استقلال عمل کمتری در حوزه تصمیم گیری و اجرا وجود دارد.

راسخی درباره انتقادها به قطع درختان جنگلی و بریدن تاغ ها گفت : این طرح ، مطالعه شده و در راستای جوان سازی تاغزارها اتفاق افتاد، تاغزارها دچار آفت و تراکم شده و رشد آنها متوقف شده بود و البته می پذیرم که دامنه کار گسترده و از کنترل خارج شد، اما هدف اصلی جوان سازی بود.

وی با ابراز تاسف از وضعیت نامساعد منطقه ˈعمرانیˈ (20کیلومتری شمال گناباد) و اشاره به کمربندی که در سالیان گذشته وجود داشت، افزود : باید سر فصل های بودجه در خصوص احیای منابع طبیعی و مراتع مشخص شود .

وی اقدام عمده دیگر را بحث آببخیزداری ˈسیاه کوهˈ و پوشش گیاهی ارتفاعات گناباد که در معرض تهدید قرار گرفته عنوان کرد و افزود : باید کانون های بحران شهرستان مهار شوند و در مناطقی که باد، یارگیری می کند بوته کاری وسیع انجام گیرد.

یکی از مدیران بازنشسته اداره منابع طبیعی نیز که قریب به 15 سال در سالهای 65 تا 70 و نیز 81 تا 90 در گناباد مسوولیت داشته ، با اشاره به مشکلات منابع طبیعی می گوید : ادغام فعالیت های سازمان جنگل ها و منابع طبیعی با جهادسازندگی خوب ، اما تفکیک های بعدی که در درون سازمان انجام شد آسیب زا بود .

ˈعبدالکدیم شاهرخیانˈ افزود :پس از ادغام منابع طبیعی با جهاد سازندگی برخی از خلاهای قانونی و موانع برای توسعه فعالیت ها در بخش منابع طبیعی برطرف شد اما پس از آن برخی از ادارات را جدا کردند و به سازمان جنگل ها برگرداندند.

وی گفت :منابع طبیعی و سازمان جنگل ها یک نهاد بازدارنده بود و مثل وزارتخانه های جهادسازندگی یا کشاورزی خدماتی نبودند بنابراین تاثیرات فعالیت های آنها بویژه در کوتاه مدت محسوس و عینی نبود و از آن غفلت شد.

وی با تاکید بر خشکسالی به عنوان یک عامل بسیار مهم در این زمینه افزود :افزایش جمعیت و افت آب های زیر زمینی هم به عنوان دیگر عوامل تاثیرگذار در بحران اخیر هستند.

به گفته وی ، 12 طرح مرتع داری مطالعه شده در منطقه بود که به دلیل عدم استقبال بخش خصوصی و عدم حمایت دولت اجرایی نشد.

وی افزود : از سویی در دهه 60 فقط کاشت انجام شد اما هر درخت یک سن زیستی دارد و حداکثر عمر آن 25 سال است و بحث بریدن درختان فرسوده و آفت زده جنگل قوژد هم بعد از دهه 70 کاملا مطالعه شده و برای پیشگیری از آفات و امراض به پوشش گیاهی و رویش های نو بود ، ضمن آن که باید پذیرفت که در دهه 80 هم استان و هم شهرستان بیشتر به بحث های آبخیزداری روی آوردند.

شاهرخیان گفت: در آغاز کار فرماندار فعلی گناباد ، چند باری به ملاقات وی رفتم و اعلام کردم که تپه های شنی عمرانی دوباره فعال شده و یک سری مقالات هم ارایه شد اما واقعیت این است که توجه چندانی نشد و من هم دیگر پیگیری نکردم.

وی با بیان اینکه در مقاطعی به سازمان جنگل ها نگاهی منفی وجود داشت ، عنوان کرد : متولیان و مسوولان استانی وکشوری باید بدانند که اینجا یک اقلیم بیابانی خشک و شکننده است و میانگین باران آن حتی همان 150 میلی متر فرض شده هم نیست.

وی ادامه داد: باید برای رسیدگی به وضعیت منابع طبیعی و پیشگیری از تبعات زیان بار و عمیقی که همه سطوح زیستی جمعی را متاثر می کند و نشانه های نگران کننده آن هر روز آشکار تر می شود تدابیر جدی و فوری اتخاذ شود و یک عزم و اراده همگانی و ملی ایجاد شود.

514/2713/659

انتهای پیام /*

: ارتباط با سردبير
newsroom@irna.ir

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*