شنبه، ۱۴ تیر ۹۳ - ۰۳:۴۳

مذاکرات هسته‌ای مهم‌ترین مساله روزنامه‌های اولین روز هفته است. روزنامه رسالت نیز سخنان جهانگیری درباره مبارزه با فساد سیستمی را با سوالاتی به…

سوالاتی از معاون اول رئیس‌جمهور در باره فساد سیستمی!

مذاکرات هسته‌ای مهم‌ترین مساله
روزنامه‌های اولین روز هفته است. روزنامه رسالت نیز سخنان جهانگیری درباره مبارزه
با فساد سیستمی را با سوالاتی به چالش کشیده است و روزنامه شرق به دفاعیات دولت در
برخی از موارد پرداخته است. هاشمی رفسنجانی و رابطه‌اش با سید محمد خاتمی و ناطق
نوری امروز نیز خبرساز شده است.


سوالاتی از معاون اول روحانی در باره
فساد سیستمی!

رسالت در سرمقاله
خود با عنوان «فساد سيستمي!» نوشته: معاون اول رئيس جمهور، چندي پيش در گردهمايي
ملي اصناف گفته بود؛ – «فساد در کشور، سيستمي شده است. بايد به طور سيستمي با آن
مبارزه کرد.» – «به مردم نگفته ايم در سال هاي 89 و 90 بيش از بيست ميليارد دلار
از پول هاي کشور براي مداخله در بازار اختصاص داده شد تا قيمت ارز را پايين آورند.
افرادي با دلار 1226 توماني کالا وارد کرده و آن را با قيمت آزاد عرضه کردند.»

در اين خصوص،
مطالبي را به عنوان نقد مشفقانه عرضه مي داريم؛

1- فساد در کشور، سيستمي
شده يعني چه؟ آيا سيستم فاسد شده يا فساد در داخل سيستم نفوذ کرده است؟ مبارزه
سيستمي با فساد چگونه است؟ آيا دولت پرونده اي را از يک مفسده اقتصادي به قوه
قضائيه داده و رسيدگي نشده است؟ آيا حسابرسان سازمان حسابرسي بر اساس وظيفه خود
وفق ماده 151 قانون تجارت، گزارش تخلفي از بنگاه هاي اقتصادي دولتي و يا غير دولتي
به دستگاه قضائي داده اند که رسيدگي نشده است؟

آقاي جهانگيري مي گويد ما
همکاري هايي با قوه قضائيه داريم. شناسايي بابک زنجاني و معرفي او به دستگاه قضائي
را نمونه اين همکاري برمي شمارد.

دولت يازدهم در تاريخ
دوازدهم مرداد 92 مستقر شده است. پرونده بابک زنجاني با چهار ماه کار فشرده در يک
دستگاه نظارتي قضائي در تاريخ بيست و دوم تير 92 نهايي شده و به حکم بدوي رسيده
است. چگونه آقاي جهانگيري مدعي شناسايي بابک زنجاني از سوي دولت و معرفي به دستگاه
قضائي است؟!

اخيراً احمد توکلي، عضو
شوراي پول و اعتبار و نماينده مجلس، از يک رانت 650 ميليون يورويي در دولت يازدهم
پرده برداشت و مستندات آن را هم به دولت داد. اگر در دولت اراده اي براي برخورد با
فساد به طور سيستمي وجود داشت، بايد تا کنون اين پرونده جمع مي شد. چرا اين اتفاق
نيفتاد و هر روز شاهد

نامه پراکني و گزارش به
ملت از سوي اين نماينده هستيم؟

2- آقاي جهانگيري مي گويد:
«به مردم نگفته ايم در سال هاي 89 و 90…» اکنون دولت يازدهم، سر کار است. آقاي
جهانگيري هم معاون اول است. اگر در سال هاي 89 و 90 بيست ميليارد دلار براي پايين
نگه داشتن قيمت ارز اختصاص داده شده تا قيمت هاي ارز پايين بياييد، جرم است؟ اين
را چرا بايد به مردم بگويند؟ چرا خودشان به عنوان مدعي، در دستگاه قضائي مطرح نمي
کنند؟

تمام دولت ها براي کنترل
ارز، سياست هايي داشته اند. دولت کنوني دست از بازار ارز بردارد، معلوم شود قيمت
ارز چه قدر است؟ پس دولت براي کنترل ارز ممکن است هزينه کند. اگر اين هزينه کردن،
جرم است، بايد همين دولت پاسخگو باشد.

اما اگر عده اي ارز 1226
توماني گرفته اند و کالا وارد کرده و آن را به قيمت آزاد فروخته اند، اينها چه
کساني هستند؟ فهرست نام آنها اگر در دست آقاي جهانگيري است بايد به همراه يک
شکايتنامه به دستگاه قضائي تسليم شود، نه اينکه آقاي جهانگيري با افتخار بگويد؛
«به مردم نگفته ايم…» و يک منت هم سر مردم بگذارد! کسي که کالايي را با ارز 1226
توماني وارد کرده و آن کالا را به نرخ آزاد فروخته، مجرم است و به مردم و نظام،
خيانت کرده است. چرا بايد آقاي جهانگيري، نام او را بداند و افشا نکند و به دستگاه
قضائي براي تعقيب، ندهد؟

اطلاعات مربوط به اين
افراد، همگي در بانک مرکزي، وزارت صنعت و معدن، وزارت اقتصاد و دارايي و همچنين در
گمرکات وجود دارد. اکنون نبايد آقاي جهانگيري، معاون اول رئيس جمهور، بر يک جرم
مشهود که اسنادش نيز دست اوست، سرپوش بگذارد. آيا اين خود، يک جرم نيست؟

3- خداوکيلي در کشور با
فساد مبارزه مي شود و سر عده اي مفسد هم بالاي دار رفته است. واقع امر اين است که
نه فساد سيستمي در کشور وجود دارد و نه سيستم، فاسد است. بلکه گاهي اراده برخورد
با فساد، مورد غفلت قرار مي گيرد يا از فساد به عنوان يک دکان سياسي براي فروش
کالاهاي سياسي استفاده مي شود.

اکنون پرونده هايي وجود
دارد مثل کرسنت، استات اويل و… که سال هاست مفتوح هستند و ريشه آن هم به دولت
هاي قبل از نهم و دهم برمي گردد. آقاي جهانگيري که عزم خود را براي مبارزه با
فساد، جزم کرده، ببيند موانع رسيدگي به اين پرونده ها چيست؟ از اين دست پرونده ها
انگشت شمارند، فقط به يک اراده قوي در دولت براي مبارزه با فساد، نيازمند است.

دستگاه قضائي هم کارنامه
برخورد با فساد را حد اقل در رکورد محاکمه مفسدين پرونده سه هزار ميلياردي و
پرونده فاضل خداداد و… نشان داده است. دولت اگر کمک کند و بخواهد وظايف قانوني
خود در برخورد با فساد را عملياتي کند، هيچ هزينه اي ندارد. به شرطي که نگاه سياسي
به موضوع فساد اقتصادي نداشته باشد. فساد، فساد است. از هر که صادر شود، قبيح است
و بايد وفق قانون، با آن برخورد شود.

شرق دفاع دولت در
یکی از این پرونده‌ها را مورد توجه قرار داده و در بخشی از مطلبی با عنوان « پاسخ سیف
به 2 انتقاد»
نوشته: روابط عمومی بانک مرکزی در آخرین روزهای هفته گذشته دو خبر
منتشر کرد که هر دو آنها پاسخ رییس کل بانک مرکزی به دو انتقاد از عملکرد بانک
مرکزی بود. اولین پاسخ سیف مربوط به مصاحبه سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس بود. او
گفته بود: «با نظر کمیسیون اصل ۹۰ پرونده ۶۵۰میلیون‌یورویی به قوه‌قضاییه ارجاع
نشده است زیرا هم بانک مرکزی و هم شرکت مربوطه این تخلف را پذیرفته و اعلام کردند
این رانت پرداخت نشد؛ بنابراین این قضیه منتفی است.» رییس کل بانک مرکزی در پاسخ
به خبر گفته است: «این بانک هیچ تخلفی در مورد رانت 650میلیون‌یورویی مرتکب نشده و
اگر شبهه‌ای وجود دارد مراجع قضایی یا شورای رقابت می‌توانند شفاف‌سازی کنند. از
ابتدا خلافی رخ نداده که بانک مرکزی بخواهد آن را بپذیرد یا نپذیرد، مانع اصلی
واردکننده از ابتدا برای تخلیه کالاهای اساسی که نیاز کشور بود، ضرورت تخصیص ارز
به یورو و از کشور خاص بوده است که به هیچ‌وجه در آن زمان برای بانک مرکزی مقدور
نبود و بر اساس تفاهم مذکور امیدوار بوده است که در آینده این امکان برای بانک
مرکزی ایجاد شود ولی با وجود سپری‌شدن سررسید اقساط مورد نظر این امکان هنوز ایجاد
نشده و تعهد بانک مرکزی هم به دلیل عدم تقاضای وارد‌کننده اجرا نشد.» رییس شورای
پول و اعتبار همچنین تاکید کرد: «هر زمان وارد‌کننده تقاضا کند، بانک مرکزی متعهد
است معادل ۶۵۰میلیون‌یورو از ارز در دسترس در کشوری که این امکان وجود دارد اقدام
کند یعنی وارد‌کننده ناچار است شرایط روز را بر اساس امکانات موجود بپذیرد و این
امر نشان می‌دهد که بانک مرکزی از همان ابتدا هیچ‌گونه تعهدی به تامین ارز یورو از
کشور خاص نپذیرفته و رانتی هم در کار نبوده است.» سیف خاطرنشان کرد: «در صورتی‌که
با این توضیحات هنوز شبهاتی وجود دارد، بهتر است مراتب به مرجع قضایی برای رسیدگی
ارجاع شود تا بر اساس رسیدگی دقیق قضایی نهایتا ابهامات ایجادشده روشن و شفاف شود.
البته به نظر می‌رسد به موجب قانون اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی مرجع صالح برای رسیدگی
این امر شورای رقابت باشد.

نشانه‌ای از چالش‌های داخلی بعد از
مذاکرات هسته‌ای

در شروع گزارش ابتکار
از سومين روز مذاکرات وين 6 با عنوان « آغاز نگارش متن توافق نهايي» آمده است: سيد
عباس عراقچي و هلگا اشميد معاونين وزير امور خارجه ايران و مسئول سياست خارجي
اتحاديه اروپا، روزگذشته کار نگارش متن مشترک جامع توافق هسته اي را آغاز کردند.
کار نگارش متن توافق جامع هسته اي عصر روزگذشته در حالي در سومين روز از ششمين
مرحله مذاکرات هسته اي وين آغاز شد که پيشتر قرار بود عراقچي و اشميد از صبح جمعه
کار نگارش متن را آغاز کنند، اما با توافق دو طرف به خاطر انجام رايزني هاي
دوجانبه و داخلي، اين اقدام براي ساعاتي به تعويق افتاد.

قبل از برگزاري
نشست دوجانبه عراقچي و اشميد به منظور نگارش متن مشترک توافق جامع، معاون وزير
امور خارجه ايران با ويليام برنز معاون وزير امور خارجه آمريکا در نشست دو جانبه اي
در هتل کوبورگ وين با يکديگر به رايزني پرداختند که اين گفت وگو نزديک به دو ساعت
به طول انجاميد.به گزارش ايرنا، سيد عباس عراقچي در ظهر روز جمعه و سومين روز از
مذاکرات ايران و 1+5 که به از سرگيري نگارش متن توافق جامع اختصاص يافته
است،رايزني هاي دو جانبه و چند جانبه را در دستور کار قرار داد. طي سه روز گذشته
از مذاکرات وين 6، ايران و آمريکا سه دور مذاکره دو جانبه در سطوح مختلف برگزار
کرده اند. همچنين ديدارهاي دو جانبه اي با مقامات سه کشور اروپايي و روسيه داشته
است و وزير امور خارجه ايران نيز در ملاقات هاي دو و سه جانبه با کاترين اشتون و
ويليام برنز معاون وزير امور خارجه آمريکا ديدگاه هاي خود را مطرح کرده است.پيش از
اين عباس عراقچي سخنگوي گروه مذاکره کننده هسته اي ايران، پنج شنبه شب در گفت و گو
با خبرنگاران رسانه هاي ايراني از شروع کار نگارش متن توافق جامع از روز جمعه خبر
داده بود.عراقچي در کنفراس خبري خود تأکيد کرد: از ابتداي وين 6 مذاکرات در حد
ارزيابي از مواضع طرفين بوده و مروري بر آنچه تا امروز داشته ايم و در جريان آن،
دو طرف براي درک دقيق تر مفاهيم و مواضع يکديگر تلاش کرده اند. عضو تيم مذاکره
کننده که در جمع خبرنگاران سخن مي گفت در پاسخ به سوالي درباره اختلافات بر سر متن
نگارش گفت: پرانتزها همه سرجاي خودش هست، ما متني را الان آماده کرده‌ايم در جلسه
گذشته که تقريبا تمام مفادش مورد اختلاف بوده است هنوز کار بسياري دارد که به هم
نزديک شويم. از جمعه دوباره اينکار را شروع خواهيم کرد.عراقچي با بيان اينکه در
اين جلسات بحث بر روي مفاهيم کلي و متن توافق صورت مي گيرد، اضافه کرد: تمام تلاش
ما اين است از اين فرصتي که تا 20 جولاي باقي مانده است کمال استفاده را انجام
دهيم و بتوانيم هم به لحاظ کلي روي بحث هايي که اختلاف داريم به يک تفاهم برسيم و
بعد اين تفاهم را روي کاغذ بياوريم، عبارات و ادبيات مناسب را پيدا و روي ان توافق
کنيم و در نهايتا به يک متني که مورد توافق باشد برسيم و توافق نهايي را تشکيل
بدهد.

آرمان نیز در
یادداشتی با عنوان «آخرین گام‌ها در پرونده هسته‌ای» به قلم احمد نقیب زاده نوشته
است: مذاكرات ايران و 1+5 در حالي به
فرجام خود نزديك مي‌شود كه همچنان سه گروه به‌شدت با آن مخالفت مي‌كنند؛ يكي
تندروهای داخلی كه انگيزه‌هاي آنها بر ما روشن است و ديگري تندروهای آمريكایی و
سوم تندروهای اسراييلی. از ميان اينها مخالفت يك نفر بسيار مستدل است و آن نتانياهو
نخست وزير اسراييل است كه هر چند خبري از او نبود و ما به‌شدت نگران بوديم كه سكوت
او ممكن است حكايت از بازندگي ما در اين معامله بكند اما بالاخره پيدایش شد و قوي‌تر
از گذشته بر طبل مخالفت كوبيد. او در بين مخالفان نيك مي‌داند كه حتي اگر يك
سانتريفیوژ هم براي ما باقي بگذارند برنده ما هستيم. زيرا در اين صورت دانش و
فناوري هسته‌اي را حفظ كرده‌ايم اما بخشي از طولاني شدن اين مذاكرات مربوط به
تحريم‌هاست كه ايران خواهان رفع يكباره آنهاست و آمريكا نمي‌پذيرد. اتفاقا هدف
نهايي اين تحريم‌ها كه انرژي هسته‌اي بهانه آن است جلوگيري از پيشرفت‌هاي ما به
ويژه در عسلويه و صنايع پتروشيمي است. غرب از برنامه هسته‌اي هراسي ندارد ولي از
اقتدار صنعتي و اقتصادي به‌شدت نگران است. زيرا زمينه‌ساز ظهور قطب ديگري در
خاورميانه است كه مي‌تواند بازار و اقتصاد كشورهاي همجوار را به خود جذب كند. به
همين دليل بايد از دادن هر بهانه‌اي به دست آنها پرهيز كرد. تحريم‌ها در كوتاه‌مدت
حتي ممكن است مفيد باشد اما در درازمدت به ضرر اقتصاد و روابط اجتماعي تمام خواهد
شد؛ مفاسد اقتصادي كه شاهد آن هستيم، فقر و ده‌ها بيماري پنهان اقتصادی ديگر از پیامدهای
آن هستند. زبان حاكم بر روابط بين‌الملل زبان قدرت است و كساني مي‌توانند از آسيب‌ها
در امان باشند كه اين زبان را بشناسند و آن را دور بزنند. زبان حقوقي، اقتصادي و
پرهيز از رويارويي مستقيم بسيار مفيدتر و سازنده تراست. اگر سوريه تن به امحاء
سلاح‌هاي شيميايي خود نداده بود معلوم نبود كه امروز چه اتفاقی در این کشور از سوی
سوءاستفاده‌گران روی می‌داد ولي امروز دولت این کشور وجود دارد و آينده ده‌ها فرصت
در اختيار آن خواهد گذاشت تا به بازسازی کشور بپردازند. متاسفانه آمريكا می‌خواهد
امنيت خاورميانه را فداي امنيت اسراييل ‌كند؛ كافي است كوچك‌ترين بهانه‌اي پيدا
كنند تا كشوري را مانند سوريه و اينك عراق يا بسا در آينده تركيه و ساير كشورها را
به آتش جنگ و خونريزي به تباهي بكشند خصوصا كه زمينه‌هاي داخلي هم مهياست و هر روز
گروهي عَلَم خلافت بلند مي‌كند و به جاي هدف گرفتن دشمنان واقعي، مسلمانان بي‌گناه
را به خاك مي‌افكنند. كسي نيست بگويد شما با كافران جنگ داريد يا با مسلمانان؟ حفظ
نظام، حفظ كشور، اقتدار اقتصادي و آينده روشن كودكان ما حكم مي‌كند كه بهانه را از
دشمنان گرفته و مذاكرات را به نتيجه برسانيم تا توان ما براي جبران هرخسارتي در
آينده نيز محفوظ بماند.

نگاه بدبینانه کیهان به مذاکرات هسته‌ای
در یادداشت روز این روزنامه به قلم حسین شریعتمداری کاملا روشن است. وی در بخشی از
این یادداشت به مختصات توافق خوب از نگاه وی اشاره‌ای ضمنی کرده و نوشته:
یکی از محورهای مورد اختلاف در
مذاکرات وین6، حق ایران برای غنی‌سازی صنعتی است و آمریکا با پیش کشیدن یک واژه به
اصطلاح حقوقی! ولی در واقع من‌ درآوردی «نقطه گریز-
BREAK OUT»
ادعا می‌کند برنامه و فعالیت هسته‌ای ایران باید به گونه‌ای باشد که در صورت تصمیم
به ساخت سلاح هسته‌ای، از هنگام تصمیم (نقطه‌گریز!) تا زمان تولید یک سلاح هسته‌ای
حداقل بین 12 تا 18 ماه فاصله داشته باشد و مدعی است این فاصله به منظور آن است که
اگر ایران تصمیم به ساخت سلاح گرفت، کشورهای 5+1 فرصت کافی برای متوقف کردن آن را
در اختیار داشته باشند. جان کری در وین4 اعلام کرده بود که این فاصله در حال حاضر
فقط 2 ماه است!

در پی طرح این
ادعا و استناد به قانون من‌درآوردی نقطه گریز،
از ایران خواسته‌اند که اولا؛ تعداد سانتریفیوژهای فعال از 4 هزار دستگاه بیشتر
نباشد. ثانیا؛ مواد هسته‌ای ذخیره شده یعنی اورانیوم زیر 5 درصد غنی شده بیشتر از
دو هزار کیلو نباشد و…

تیم هسته‌ای
کشورمان در مقابل اعلام کرده است که برای تأمین سوخت راکتور بوشهر حداقل به 56
هزار سانتریفیوژ فعال نیاز دارد و ظاهرا پذیرفته است برای مدتی محدود تعداد سانتریفیوژهای
فعال را به 8 هزار دستگاه تقلیل دهد. ولی آمریکایی‌ها در مذاکرات قبلی – و اکنون نیز-
فعالیت 8‌هزار سانتریفیوژ را نمی‌پذیرند و شواهد حاکی از آن است که یکی از محورهای
مورد چالش در مذاکرات وین 6 همین اختلاف‌نظر طرفین روی 4 هزار و 8‌هزار دستگاه
سانتریفیوژ است. و اما، ترفند آمریکایی‌ها دقیقا در همین نقطه شکل‌گرفته و احتمالا
به میدان خواهد آمد. بخوانید!

آنچه مورد نظر جمهوری
اسلامی ایران است و به عنوان یکی از خطوط قرمز در مذاکرات اعلام شده، برخورداری
جمهوری اسلامی ایران از «غنی‌سازی صنعتی» است و حریف روی غنی‌سازی آزمایشگاهی- پایلوت-
اصرار دارد. و این در حالی است که برخورداری از 8 هزار سانتریفیوژ نیز در حوزه غنی‌سازی
پایلوت – آزمایشگاهی- قابل تعریف است و نه غنی‌سازی صنعتی. به بیان دیگر، آنچه آمریکا
به عنوان خط قرمز خود مطرح می‌کند- برخورداری ایران از 8 هزار سانتریفیوژ- در واقع
و در عمل شکل دیگری از همان غنی‌سازی آزمایشگاهی است و نه صنعتی!

بنابراین موافقت
احتمالی آنها با 8 هزار سانتریفیوژ به معنای برخورداری ایران از غنی‌سازی صنعتی نیست
که در صورت انجام، از سوی تیم هسته‌ای کشورمان به عنوان یک پیروزی! تلقی شود… و
درباره بندهای دیگر مورد چالش در مذاکرات وین 6 گفتنی‌های دیگری نیز هست که به بعد
موکول می‌کنیم.

ادامه مبارزه برای بالا و پایین کشیدن
هاشمی رفسنجانی

وطن امروز برای
حمله به هاشمی رفسنجانی و خاطرات وی سراغ خاطرات ناطق نوری رفته است و در شروع
مطلبی با عنوان «ثبت‌نام هاشمی برای دریافت زمین دولتی!» نوشته: آقای ناطق‌نوری در
صفحه 51 جلد دوم کتاب خاطرات خویش در بخش ماجرای
استیضاح ایشان به‌عنوان وزیر کشور توسط
مجلس شورای اسلامی، می‌نویسد: «آقای سید‌مهدی طباطبایی شیرازی که حاکم‌شرع
شهرداری تهران بود، زمین‌های اطراف تهران را به افراد بی‌بضاعت و نهادها واگذار می‌کرد.
این کار آقای طباطبایی اعتراض وزارت مسکن را در پی داشت و آقای گنابادی که وزیر
مسکن بود، مرتب به مجلسی‌ها می‌گفت: من این موضوع را به وزیرکشور می‌گویم ولی گوش
نمی‌دهد… مجلس شورای اسلامی با امضای چند نفر نماینده مرا استیضاح کردند… روز
استیضاح که به مجلس رفتم، آقای هاشمی خیلی نگران بود و گفت: آقای ناطق استیضاح‌کنندگان
خیلی قوی برخورد می‌کنند. گفتم نگران نباشید… لیست اکثریت نمایندگان مجلس که زمین
گرفته بودند یا با نوشتن نامه درخواست زمین کرده بودند را تهیه کردم. حتی اسم آقای
هاشمی‌رفسنجانی هم بود… شروع کردم به خواندن اسامی نمایندگان… نمایندگان دیدند
دارم اسامی همه را می‌خوانم و آبروریزی می‌شود. گفتند نخوانید. جاروجنجال مفصلی در
مجلس به راه افتاد. عاقبت آقای هاشمی‌رفسنجانی گفت: اسامی را نخوانید… و عاقبت
رای آوردم».

یکی از مشخصه‌های
سیاسی هاشمی در خاطره‌نویسی و متعاقبا استناد به خاطرات یکطرفه مفید به منافع فردی
خلاصه می‌شود. به‌طور مشخص هاشمی در 10 سال اخیر سعی کرده است با بیان خاطرات گاه
عجیب نسبت به موضوعات مختلفی از جمله تمایل به کناره‌گیری از حکومت توسط حضرت امام
در سال 62 و… اظهارنظر کرده و در بطن خاطرات خویش و در سایه استنباطات نقلی به
اهداف سیاسی مدنظر دست یابد.

رسالت نیز نوشته:
هاشمي‌رفسنجاني خبر منتشر شده از سوي يکي از رسانه‌ها مبني بر ائتلاف هاشمي‌رفسنجاني،
سيدمحمد خاتمي و اکبر ناطق‌نوري را تکذيب کرد.وي در گفتگويي با روزنامه جمهوري
اسلامي، گفت: چند ماه است که آقاي خاتمي را نديده‌ام و با آقاي ناطق‌نوري هم
درباره انتخابات مجلس آينده هيچ جلسه يا صحبتي نداشتم.

این در حالی است
که آرمان در بخشی از مطلب خود در این باره و با عنوان «هراس از تكرار شكست» نوشته:
پس از انتشار سخنان آيت‌ا… هاشمي برخي اصولگرايان به ويژه سايت‌هاي منتسب به طيف
تندروي اين جريان چنان سريع واكنش نشان دادند كه فرصتي براي تامل به تمام ابعاد آن
چه آيت‌ا… هاشمي بيان كرد، نداشتند. اگر كمي منطقي‌تر و با ذكاوت بيشتري به
كلمات ادا شده از سوي او توجه مي‌شد به راحتي درمي‌يافتند كه هاشمي‌ احتمال ائتلاف
يا صحبت با خاتمي و ناطق نوري درباره موضوعات كشور و نيز انتخابات مجلس دهم را رد
نكرده است. آيا قوه ادراك برخي تندروها به اين ميزان محدود شده كه سخن نگفتن با
ناطق نوري يا عدم ديدار خاتمي با آيت‌ا… هاشمي را به معناي تكذيب همكاري يا
نگرفتن مشورت سيدمحمد خاتمي و ناطق نوري از آيت‌ا… می‌دانند؟ البته بايد تا
حدودي به تندروها حق داد چرا كه حتي پس از گذشت يك سال و يك ماه از شكست در
24خرداد 92، آنها نتوانسته‌اند با اين واقعيت كنار بيايند كه دوران کامروایی‌شان
به پايان آمده و هنوز هر گاه نام بزرگان ميانه‌رو يعني آيت‌ا… هاشمي‌، سيدمحمد
خاتمي و علي اكبر ناطق نوري در كنار هم مطرح مي‌شود، «نه» محكم ملت به آنها و
سلامشان به اعتدال در وجودشان تداعی مي‌شود كه طبيعتا خوشايندشان نيست و از هر
بهانه‌ای براي آرام‌کردن خود از بي‌اعتنايي مردم در 24خرداد92 بهره می‌جویند. نكته
جالب اينكه برخي كه به اصطلاح خود را اصلاح‌طلب مي‌دانند نیز بعضا با اين تندروها
همنوا مي‌شوند كه آنها هم دليل خود را دارند. كنار رفتن محمدرضا عارف از انتخابات
رياست‌جمهوري سال92 خواب برخي كه خود را منتسب به عارف مي‌كردند تا شايد با حضور و
پيروزي او در انتخابات به منصبی برسند آشفته کرد و آنها هم در مقام تلافي انصراف
عارف كه به واقع ناشي از علاقه او به پيشرفت كشور و دور ماندن فضا از جنجال بود،
آنچه را مي‌كنند كه تا ديروز رسانه‌هاي طيف تندرو براي حذف رقيب انجام مي‌دادند؛
در همين راستا به نظر مي‌رسد اصلاح‌طلب‌نماها در آينده‌اي نزديك براي عارف هم
دردسرساز خواهند شد كه البته اميد است با هوش و ذكاوت عارف به آنها فرصت
سوءاستفاده بيشتر داده نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.