قصه سوتی های گزارشگران فوتبال و والیبال

برترین ها- بهنام منقولی*: مراحل حذفی جام جهانی 2014 هر چقدر هم خالی از تیم های مدعی و صاحب نام شود باز هم در غیاب ایتالیا و انگلیس و اسپانیا، طرفداران پر و پا قرص فوتبال بازی های حتی نه چندان مهیج را نیز تماشا میکنند. زیرا جام جهانی است و تمام تیم ها از جان و دل مایه می گذارند مانند کامرون و بوسنی حذف شده در بازی های آخرشان. بنابراین بازی ها ارزطش بیدار ماندن و تماشا کردن دارد اما بیننده آنجایی از بیدار ماندن و کم خوابیدن پشیمان میشود که در مقابل خود جواد خیابانی و استاد علیفر را بر روی آنتن ببیند.

شب گذشته بازی نه چندان جذاب یونان و کاستاریکا در مرحله یک هشتم نهایی در برنامه 2014 از ساعت 00:30 بامداد با گزارش عليرضا عليفر آغاز شد. علیفر دو دهه قبل به همراه اسکندر کوتی از لحاظ گزارشگری فوتبال پشت سر جواد خیابانی و بهرام شفیع قرار میگرفت. اما با ظهور نسل جدیدی مانند عادل فردسی پور و مزدک میرزایی و … بهرام شفیع صرفا به برنامه سازی روی آورد و اسکندر کوتی ترک میدان کرد و جواد خیابانی ماند و علیفر و خیل عظیمی از گزارشگران قوی تر از لحاظ تحلیل فنی و اطلاعات به روز.

جالب آنجاست که آنها کم نیاوردند و طبیعتا ساختار سازمانی و اداری و کارمندپرور و بسته صدا و سیما نیز نمیتوانست عذر آنان را بخواهد پس مخاطب بیچاره هر از گاهی باید سوتی های آزار دهنده آنها را  90 دقیقه تحمل میکرد وبعضا بنا به شواهد و شنیده ها خیلی ها صدای بازی را در هنگام گزارش این دو عزیز قطع کرده و این روند همچنان ادامه دارد.

نگارنده به هیچ وجه قصد ورود به مباحث فنی و تکنیکی گزارش این دو عزیز را ندارد زیرا تخصصی در این زمینه ندارد و دیگران باید عملکرد فنی این دو عزیز را نقد کنند، اگرچه علیفر و خیابانی بارها گفته اند هیچ گزارشگری اطلاعات فنی و تحلیلی فوتبالی اش به پای آنان نمی رسد به خصوص علیفر که علاقه خاصی به تحلیل سیستم بازی و … دارد و در آزار مخاطب استاد است. مراد من ورود این دو عزیز به مباحثی غیر فوتبالی است که نه چیزی از آن می دانند و نه مانند عادل و دیگران توانایی یک جستجوی اینترنتی ساده و به دست آوردن اطلاعات را در آن زمینه دارند اما در حضور چند ده میلیون بیننده در مورد آن موضوع اظهار نظر می کنند.

مثلا جواد خیابانی در بازی کلمبیا فرمود: “میشه گفت اروگوئه یا میبره یا میبازه یا مساوی میکنه”  که در حد قدرت استدلال یک کودک 3 الی 4 ساله بود.

 یا این جمله” بله، داور از اسپری‌هایی استفاده میکنه که مثل برف شادی خودمونه.” که دربازی های بعدی نیز بر آن تاکید کرد تا استقامت خود را به سوژه کنندگانش در سایت ها و شبکه های اجتماعی نشان دهد و بگوید من و سوژه ها و جملات قصارم هستیم. خیالتان راحت.

استاد علیفر در بازی یونان و کلمبیا تدر هنگام یک ضربه ایستگاهیی فرمودند: “جالبه که فیفا اسپری در بازی رو قبول میکنه که مزاحم دویدن و … داوره ولی هنوز زیر باره تکنولوژی خط دروازه نرفته که رو نتیجه تاثیر گزاره”

بیان این جمله یعنی جناب علیفر حداقل نیمی از بازی های جام بیستم را که در آنها تکنولوژی خط دروازه نشان داده شد ندیده اند پس ایشان که به ادعای خودشان و به مرحمت سازمان عریض و طویل صدا و سیما – که گویا این روزهای آخر مدیریت آقای ضرغامی در و پیکر خاصی ندارد – گزارشگر فوتبال هستند در واقع صلاحیت شان از مخاطبان تلویزیون که شاید تمامی بازی ها را پیگیر بوده اند برای گزارش کمتر است زیرا اطلاعات آنها ناقص است. اگر صدا و سیما میخواست منصفانه عمل کند 10 سال پیش باید عذر ایشان را میخواست.

قطعا انتقادات خیل عظیم مردمی از این دو عزیز به مدیران سیما رسیده است که اگر رسیده و توجهی به برکناری و بازنشست کردن این دو عزیز و نمون های فراوان دیگر آنها در صدا و سیما نمی کنند که مشخص می شود مدیران سیما به نیاز مخاطب توجهی ندارند؛ اگر هم نرسیده است که مشخص می شود این مدیران ارتباطی با بینندگان و مردم ندارند که به نظر نگارنده هر دو محتمل و ممکن است و این انفعال مدیران سیما  توهین به میلیون ها مخاطب است که هر روز کمتر از قبل میشوند، در حالی که آقایان دلشان را به برنامه پر مخاطب 2014 و پربیننده بودن والیبال خوش کرده اند که خود نقشی در تولید آن ندارند و صرفا پخش کننده هستند.

اما والیبال! باز هم بگویم مقصود نگارنده مباحث فنی نیست و اصولا به والیبال علاقه ای ندارد و عملکرد تیم ملی والیبال هم آنقدر عالی بوده است که جای بحث نمی ماند و فقط باید تبریک و خسته نباشید گفت!

اما غرض از این نوشته تذکر به گزارشگر دوست داشتنی والیبال ( آقای محتشمیان) و مجری گرامی برنامه توپ و تور (بهزاد کاویانی)  است که به رغم سال ها تجربه اجرا، این روزها میلیون ها بیننده را با اطلاعات بسیار اشتباه خود به بیراهه فرستاده اند.

این روزها از هر ایرانی این دو سوال زیر را بپرسید که پرافتخارترین تیم های والیبال جهان کیستند؟ می گوید ایتالیا و برزیل

و اگر بپرسید معتبرترین مسابقات والیبال جهان چیست؟ میگویند لیگ جهانی

زیرا در تلویزیون این گونه شنیده اند ولی پاسخ آنها به هر دو سوال اشتباه است در حالی که مقصر هم نیستند.

نه برزیل و ایتالیا از نظر تعداد عنوان قهرمانی به گرد پای روسیه میرسند و نه لیگ جهانی معتبرترین تورنومنت والیبال است.

با یک جستجوی ساده اینترنتی (حتی به زبان فارسی) میتوانید متوجه شوید که لیگ جهانی والیبال کم اعتبارترین تورنومنت رسمی والیبال در سطح اول جهان است و بیشتر بر جنبه های مالی و تبلیغاتی و جایزه آن تاکید می شود و به همین دلیل مشهور شده است و قدمت آن به سه دهه نمی رسد. به همین دلیل تیم های صاحب نام جهان این تورنومنت را خیلی جدی نمی گیرند. برزیل و ایتالیا با 9 و8  قهرمانی، رکوردداران لیگ جهانی هستند اما از چند سال گذشته که قدرت های والیبال یعنی روسیه، صربستان، لهستان و …  در لیگ جهانی با انگیزه بیشتر و نفرات اصلی شرکت کردند، در سه دوره اخیر برزیل و ایتالیا قهرمان نشدند و دو قهرمانی به روسیه رسید و یک قهرمانی به لهستان.

معتبرترین تورنومنت والیبال المپیک؛ “مسابقات قهرمانی جهان” و “جام جهانی والیبال” است که لیگ جهانی از نظر اعتبار پس از آنها قرار میگیرد.

در المپیک روسیه با 7 قهرمانی در صدر است و برزیل با 4 قهرمانی، ژاپن و آمریکا و کوبا با 3 قهرمانی پس از روسیه قرار گرفته اند. جالب اینجاست که ایتالیا تنها دو بار نائب قهرمان شده است.

یا در جام جهانی والیبال روسیه با 6 قهرمانی در صدر است و برزیل2 با دو قهرمانی به دنبال آن. بقیه تیم ها از جمله ایتالیا تنها یک بار قهرمان شده اند.

در نهایت اینکه قویترین و پرافتخارترین تیم والیبال جهان در گذشته شوروی بود و در حال حاضر روسیه. در سطح بعدی از نظر عناوین قهرمانی تیم هایی مانند برزیل، ایتالیا، بلغارستان، صربستان، لهستان، چک، بلژیک، هلند، فرانسه، کوبا، ژاپن و آمریکا قرار دارند. حال که والیبال ما به اندازه ای پیشرفت کرده است که در رده این تیم ها قرار بگیریم و در دور نهایی لیگ جهانی با آنها روبرو خواهیم شد شایسته است گزارشگران و مجریان عزیز ما با اطلاعات کافی به برنامه های ورزشی پای بگذارند و به دلیل همگروهی با برزیل و ایتالیا، آنها را برای میلیون ها مخاطب به عنوان قهرمان بلا منازع جهان جا نزنند! امیدواریم گزارشگران و مجریان ما نیز مانند فوتبال و والیبال ایران به روز شوند و صدا و سیما نیز از سیستم کارمند سازی خود دست بردارد و با کادرسازی از نیروهای جوان و مستعد، نیروی انسانی پویایی داشته باشد نه گزارشگری که در سال 2012 بگوید “خب… تعویض برای تیم شوروی”!

*سردبیر برترین ها

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*