دوشنبه، ۰۲ تیر ۹۳ - ۰۹:۴۸

واژه مقدس «شهید» و «شهادت» از همان آغازین روزهای نهضت انقلاب در جمهوری اسلامی ایران با تار و پود این نظام الهی پیوند…

واژه مقدس «شهید» و «شهادت» از همان آغازین روزهای نهضت انقلاب در جمهوری اسلامی ایران با تار و پود این نظام الهی پیوند زده شد و با گذشت دهه ها همچنان شهید و شهادت از عناصر تقویت فرهنگ و انسجام ملی و روحیه مبارزه طلبی علیه ستم و مهمتر از این ها به نماد ایثار و رشادت ملتی سرافراز تبدیل گشته است.

شهید لفظی است عربی از صیغه مبالغه شهد و به معنی شاهد و ناظر؛ درباره گزینش واژه شهید برای کشته شدگان در راه خدا، توجیه های زیر در متون اسلامی بیان شده است:

* کسی که برای ارائه شهادت دادن به حق، کشته شده است.

* فرشتگان خدا، عمل ایثارگری شهید را مشاهده و گواهی می دهند.

* خداوند و فرشتگانش در روز قیامت به نفع شهید، اقرار و اعتراف می کنند.

* شهید، ملک و ملکوت خدا و برکت ها و رحمت او را نظاره می کند.

مسلم اینکه در مذهب و آیین مترقی شیعه، شهدا با اقتدا به حسین بن علی (ع) از جان و جهان و از نام و نان و نشان خود گذشتند تا دین خدا و سنت رسول (ص) او بر پا و برجا ماند.

سراسر خاک پاک ایران سرای ماندگار شهیدان است و هیچ نقطه ای در کشور وجود ندارد که به خون شهید رنگین نشده باشد، آری شهادت دستاورد مانای ملتی است که ظلم بر نمی تابد و در پی عزت اسلام و مردم جان عزیز فرزندانش را نثار خواهد کرد.

یکی از هزاران شهدای گران قدر این ملت ایثارگر که امروز دوم تیر ماه سالگرد عروج ملکوتی اش گرامی داشته شد، شهید سید «خیرالله سیدی» از مردان مرد و شیری از بیشه شهیدان است که «فانی فی الله» شد، تا «باقی بالله» بماند.

او در سحرگاه زیبای یکی از روزهای فروردین 1344 در خانواده ای مذهبی و متدین در منطقه عشایری «شلت» از توابع بخش «سرابباغ» شهرستان آبدانان استان ایلام از پدری عالم به نام سید «الماس» و مادری وارسته به نام سیده «گل آفتاب سیدی» زاده و در حریم پاک این خانواده تربیت شد؛ وی دوران کودکی را با مهر پدر و عاطفه مادر سپری کرد و درس قرآن را در مکتب پدر فرا گرفت.

این شهید والامقام به منظور فراگیری علم و دانش، وارد مدرسه «دانش» آبدانان شد و مقطع ابتدایی را در آنجا گذراند.

شهید سیدی در همین مرحله از زندگی پر فراز و نشیب و روحانی خود، از نبوغ فکری، صبغه دینی و فضایل خاص اخلاقی فراوانی برخوردار بود.

وی با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و آغاز جنگ تحمیلی حق علیه باطل، درس و بحث و مشق و مدرسه را رها و به عنوان نخستین رزمنده به فرمان آن یگانه دوران لبیک گفت و به جمع مدافعان بسیجی میهن و اسلام پیوست.

او پس از فراگیری فنون و آموزش های نظامی و آشنایی سطحی با کاربرد سلاح های جنگی، راهی میدان های جبهه حق علیه باطل شد و در کسوت رزمنده ای شجاع به مصاف دشمنان دین خدا و متجاوزان به حریم قدسی انقلاب اسلامی ایران و میهن رفت.

شهید سیدی، در کوتاه ترین زمان ممکن توانست اعتماد فرماندهان بلندپایه را جلب و صلاحیت اخلاقی و توان و تدبیر عملیاتی خویش را به منصه ظهور رساند و در لباس یکی از فرماندهان گروهان های رزمی در پاسداری از مرزهای دینی و جغرافیایی ایران اسلامی به نبرد با متجاوزان بعثی بپردازد.

این رزمنده دلیر، در عملیات های فتح المبین، محرم، والفجر 3، کربلای 10، نصر 4 و نصر 1 به عنوان فرمانده یگان خط شکن حضور فعال داشت و با تصرف شجاعانه مواضع دشمن و دست یابی به اهداف از پیش تعیین شده به درستی ماموریت ها و وظایف محوله را به سرانجام می رساند و به همین علت، به یکی از فرماندهان پیروز و موفق در میان بسیجیان و فرماندهان لشکر شجاع 11 حضرت امیر (ع) استان ایلام مشهور شد.

سردار شهید سیدی، با وجود مجروحیت در عملیات های متعدد، هیچ گاه حاضر به استراحت در منزل و یا بستری بر تخت بیماستان نشد و با همان تن مجروح، در کنار همرزمانش به نبرد با تجاوزگران بعثی و ایادی استکبار جهانی ادامه داد.

انضباط اجتماعی، خلاقیت های فردی، شجاعت در رفتار، قداست در گفتار و تواضع در افعال، این شهید و رزمنده کم سن و سال را به اسوه ای ماندگار و الگویی بی همتا در میان همر زمان خود تبدیل کرده بود.

سید «یدالله سیدی»، همرزم و دایی شهید خیرالله در این زمینه می گوید: این شهید گران قدر، در انجام واجبات شرعی و عمل به وظایف نظامی و اجرای ماموریت های محوله در خطوط مقدم جبهه های جنگ برای بسیجیان، سرآمد و نمونه موفق سرباز راستین سپاه اسلام بود.

شهید سید خیرالله سیدی در اوج لحظه های نفس گیر دفاع مقدس در کنار رسالت ملی و مذهبی خویش، از انجام تکلیف شرعی نیز فرو گذار نکرد و در سال 62 با خواهر یکی از همرزمانش که از خانواده ها ی معظم شهدا بود، ازدواج کرد که میوه این وصلت پسری به نام سید «سجاد» و دختری به نام سیده «کوثر» است.

شهید سیدی در عملیات نصر 4 در کوه های سخت گذر و سر به فلک کشیده «ماووت» عراق و در جایگاه فرمانده یکی از گردان های عملیاتی لشکر 11 امیر المومنین (ع) با تمام توش و توان با لشکر کفر پیشه بعثیان صدام لعنتی مردانه جنگید و از سنگرهای عقیدتی و انقلابی خود حفاظت و حراست کرد و در گیرودار این رزم بی امان، با هدایت نیروهای زیر فرماندهی اش، ده ها سرباز تجاوزگر دشمن را به درک واصل کرد و سرانجام بدن قدسی اش در عصر 31/03/66 در اثر برخورد مستقیم گلوله خمپاره دشمن در جبهه های غرب کشور قطعه قطعه شد و همچون جدش حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) به افتخار ابدی شهادت نایل آمد.

سیده «کوثر سیدی» یکی از دو یادگار شهید می گوید: به اقرار تمام اقوام و خویشان و تعریف همرزمان، پدرم در عمل به احکام شرعی و رسالت فردی و اجتماعی خود و نیز عشق بی مانند اسلام و امام (ره) یکی از افراد برتر و نمونه بارز انسان کامل بوده است.

سید «یارالله سیدی» پسر عموی شهید خیرالله نیز بیان کرد: این سردار بزرگ سپاه اسلام در احترام به پدر و مادر، انفاق به فقرا و صله ارحام زبانزد خاص و عام بود، به طوری که جای خالی ایشان در بین خانواده ما تا ابد پر نخواهد شد.

«ولی الله یاری»، داماد و هم رزم شهید نیز در این زمینه گفت: شهید خیرالله در خط مقدم جبهه، ضمن رعایت موازین نظامی و اشراف بر تحرک های دشمن، کارهای شخصی هم سنگرانش را در کمال اکرام و احترام و به دور از چشم آنان انجام می داد و به مشکلات شخصی و رزمی بسیجیان زیر فرمان خود در اوج فروتنی رسیدگی می کرد.

سید شهید سیدی در وصیت نامه اش که در چهار برگ تنظیم و چند ساعت قبل از شهادتش به نگارش درآمده می نویسد: «من در کمال هوشیاری و صرفا برای رضای خدا و حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی به نبرد با متجاوزان پرداختم و از هیچ کسی به جز خدای متعال و از هیچ فردی و یا چیزی طلب ندارم.»

وی با عرض ادب و اکرام از پدر و مادر خود حلالیت طلبیده و آنان را به صبر و شکیبایی در غم شهادت خویش فراخوانده است.

«سجاد عزیزی» از رزمندگان دوران دفاع مقدس و از کارکنان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام در گفت و گو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: هنگامی که همراه چند نفر از مسوولان وقت و کارکنان بنیاد شهید برای اعلام خبر شهادت شهید سیدی به در خانه وی مراجعه کردیم، پدر ایشان در ورودی حیاط منزل ایستاده و انگار که منتظر دریافت خبر رسمی شهادت فرزندش بود.

وی ادامه داد: پدر این شهید بزرگوار پیش از هر چیز به ما گفت که «دیشب خواب دیدم فرزندم شهید شده و از همان ساعت تاکنون هم منتظر بودم که دوستان وی بیایند و این خبر را تایید کنند، پس نترسید و بفرمایید بنشینید تا از شما پذیرایی کنم.»

« من روزی که فرزندم را به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام کردم، اول وی را به خدا و جده ام حضرت فاطمه الزهرا (س) تقدیم کرده بودم و حالا نیز برای شهادت او هیچ ناراحت و نگران نیستم، چون اعتقاد دارم پسرم در راه خدا جنگیده و اکنون نیز در جوار رحمت الهی متنعم آرمیده است.»

این کلام پدر شهید خیرالله سیدی باور و ایمان ژرف قلبی هزاران پدر و مادری ایرانی است که از شهادت فرزندان خود در راه خدا و اسلام غمگین نیستند چون می دانند که شهدا زنده اند و نزد پروردگارشان روزی دارند.

براستی که شهیدان ره مکتب عشق هم در این جهان قله نشین قرنهایند و هم در آن جهان همنشین اولیا و پیامبران. ک/4

7174/565

انتهای پیام /*

: ارتباط با سردبير
newsroom@irna.ir

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.