یکشنبه، ۱۸ خرداد ۹۳ - ۰۱:۱۲

۳ متهم يک پرونده جنايي که با کشاندن مرد پيکان سوار به لانه مخوف، او را روي صندلي مرگ نشانده بودند به جرم…

۳ متهم يک پرونده جنايي که با کشاندن مرد پيکان سوار به لانه مخوف، او را روي صندلي مرگ نشانده بودند به جرم خود اعتراف کردند.

به گزارش خراسان، عاملان يک جنايت هولناک که پس از گذشت حدود ۲سال از ماجراي قتل مرد پيکان سوار، مقابل دوربين قوه قضاييه قرار گرفته بودند در حضور قاضي مصطفي عليزاده به تشريح جزئيات قتل روي «صندلي مرگ» پرداختند.

 «ع» يکي از متهمان پرونده در حالي که صحنه جرم را بازسازي مي کرد مدعي شد: مدتي بود که مردي براي همسر صيغه اي من با تلفن ايجاد مزاحمت مي کرد که من از همسرم خواستم او را با ترفندي به منزل بکشاند. آن شب من در خانه پنهان شده بودم زن جوان ديگري نيز در خانه حضور داشت. وقتي او وارد اتاق شد به او گفتم تو مگر ناموس نداري؟در اين هنگام او (مقتول) چاقويي را از جيبش بيرون کشيد که همسرم و آن زن جوان دست هاي او را گرفتند ولي در حين درگيري او با چاقو زخمي شد. سپس او را مهار کرديم و در اتاق ديگر روي صندلي نشانديم. من به او گفتم براي خريد مواد مخدر بيرون مي روم وقتي بازگشتم اگر زخم هايت خوب شده بود تو را رها مي کنيم.

 وي ادامه داد: سپس با پسرعمويم تماس گرفتم که به منزل ما بيايد. وقتي او به محل رسيد و خون ها را ديد گفت: او را رها کنيد زن و بچه دارد ولي من گفتم موضوع ناموسي است تو مواد بکش تا من بيايم. سپس من و آن زن جوان بيرون رفتيم درحالي که پسرعمو و همسرم در منزل بودند.

 همسر صيغه اي اين مرد نيز گفت: وقتي «ع» براي خريد مواد بيرون رفت پسرعمويش کنار تلويزيون نشست و مشغول مصرف مواد شد، من هم جلوي در اتاق نشستم و مواظب بودم. در اين هنگام او (مقتول) سروصدا کرد و درخواست کمک مي کرد که با پسرعموي همسرم بالاي سرش رفتيم و درگير شديم او موهاي مرا مي کشيد و ما دهانش را با دستمال بستيم. پسرعموي همسرم روي سينه او نشسته بود و دهانش را پر از دستمال کاغذي کرد. پس از آن من با همسرم تماس گرفتم که زودتر بيايد. وقتي او به منزل رسيد به طرف آن مرد (مقتول) رفت که روي صندلي قرار داشت من هم پشت سرش قصد داشتم به داخل اتاق بروم ولي او گفت: تو کجا مي آيي؟ من برگشتم که در يک لحظه صداي ضربه اي شنيدم وقتي «ع» از اتاق بيرون آمد گفت: خاک عالم بر سرمان شد او تمام کرد.

اين در حالي بود که پسرعموي «ع» بخشي از اظهارات اين زن را رد کرد و گفت: من کاري انجام ندادم وقتي آن صحنه ها را ديدم از خانه بيرون رفتم و به پسرعمويم زنگ زدم که برگردد.

«ع» نيز عنوان کرد: وقتي من از خريد موادمخدر بازگشتم آن مرد سياه شده و مرده بود. جسد او را چند روز در منزل نگه داشتيم اما چون بوي تعفن گرفت جنازه را در صندوق عقب پيکان مقتول قرار داديم و آن را داخل چاهي در اطراف مشهد انداختيم.

گزارش خراسان حاکي است: در آغاز بازسازي صحنه قتل، کارآگاه پهلوان خلاصه اي از اين پرونده جنايي را تشريح کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.