سه شنبه، ۱۰ تیر ۹۳ - ۰۵:۵۲

با صعود بي سابقه تيم ملي واليبال ايران به جمع 6 تيم برترجهان – که براي اولين بار در تاريخ ورزش ايران رخ…

با صعود بي سابقه تيم ملي واليبال ايران به جمع 6 تيم برترجهان – که براي اولين بار در تاريخ ورزش ايران رخ داده است – بار ديگر اين بحث در گرفته که واليباليست ها سزاوارترند يا فوتباليست ها و پول هنگفتي که در فوتبال به گردش در مي آيد اگر صرف رشته هاي ورزشي ديگر شود بازده بالاتري نخواهد داشت؟

به نقل از عصر ايران,شادي مردم بعد از پيروزي تيم ملي واليبال بر لهستان نيز هر چند در قياس بسيار کوچک تري در مقايسه با جشن مورد انتظار براي برد فوتباليست ها صورت پذيرفت نيز به عنوان قرينه اي بر اين موضوع اعلام مي شود که فوتبال ايران، همان زمين شوره اي است که سرمايه گذاري در آن بي ثمر است و به قول سعدي: زمين شوره سنبل بر نيارد، در آن تخم عمل ضايع مگردان.

در اين که بازيکنان حرفه اي فوتبال دريافتي هاي بسيار بيشتري به نسبت ديگر ورزشکاران دارند ترديدي نيست. اين که بالاترين افتخار ايران در فوتبال ملي و در سطح جهاني تنها 4 مرتبه راه يابي به جام جهاني و بازگشت به کشور پس از انجام سه بازي و بازماندن از مرحله بعدي است نيز ترديدي نيست حال آن که واليبال ايران، امروز جهاني شده است.

با همه اينها فوتبال، فوتبال است و واليبال، واليبال. در اين که هر دو ورزش هايي هستند که به صورت تيمي بازي مي شوند و يکي حاصل مهارت پا و توپ است و ديگري مهارت دست و توپ بحثي نيست و طبعا در اين زمينه ها اشتراک دارند اما فوتبال به صنعت، هنر و تجارت بدل شده و راز گردش هاي مالي هنگفت در آن همين سه ويژگي است. صنعت است چون در آن ارزش افزوده توليد مي شود و يک فرآيند مبتني بر خط توليد به حساب مي آيد. به همين خاطر است که براي توريسم و گردشگري هم از اصطلاح «صنعت» استفاده مي شود. چون امکان توليد ارزش افزوده و کسب درآمد از آن وجود دارد.

 هنر است چون ظرايفي در آن لحاظ مي شود  که هر چند با تعريف تخصصي هنر که در يکي از هنرهاي هفت گانه جلوه مي کند فاصله دارد اما جنبه هاي زيبايي شناختي آن سبب مي شود بازيکن شاخص فوتبال را در حال هنر نمايي تصور کنيم و نه صرفا انجام يک حرکت ورزشي. گل ليونل مسي هر چند مثل يک پيکان زهر آگين بر پهلوي تيم ما نشست اما کيست که در هنر مندانه بودن آن ترديد روا دارد؟  در«تجارت» بودن آن نيز همين اشارت بس که باشگاه ها به مثابه شرکت هاي تجاري سهام مي فروشند و ارزش سهام نيز بالا و پايين مي رود.

 با اين نگاه مقايسه فوتبال با واليبال قياس مع الفارق است. چون يکي در عين ورزش و بازي بودن وجه صنعتي و تجاري هم دارد و ديگري از وجوه اخير به تمامي برخوردار نيست.

اين سخن اما به اين معني نيست که تزريق پول هاي بي حساب و کتاب به فوتبال آن هم در سطوح باشگاهي بايد ادامه يابد. مشکل اين نيست که بازيکنان فوتبال پول مي گيرند اما قادر به کسب افتخار قاره اي و جهاني نيستند. مشکل اين است که اين پول ها را از امکانات عمومي و بودجه دولتي مي گيرند. اين دو را بايد از هم تميز داد.

بازيکن ملي پول از بودجه عمومي بگيرد قابل قبول است. اما اختصاص بودجه هاي کلان به باشگاه هاي زيان ده که خروجي آنان بازيکنان غالبا کم کيفيت است توجيه مالي و اخلاقي خود را از دست داده است.

نتيجه اين که فوتبال از جاذبه جادويي برخوردار است که به لحاظ فلسفي مي توان آن را امري پوچ و در عين حال لذت بخش دانست که براي کسي که در تمام عمر خود يک بار هم آن را تجربه نکرده مي تواند جذاب باشد در حالي که واليبال در بهترين حالت يک ورزش و بازي دسته جمعي است که غير ورزش کاران و نهايتا غير ورزش دوستان را جذب نمي کند. شايد گفته شود با توجه رسانه اي و پرداختن به ستاره هاي اين ورزش مي توان  بازيکنان واليبال را نيز مطرح کرد؛ همان اتفاقي که براي تيم ملي واليبال ما رخ داده و اکنون بازيکنان آن را مي شناسيم و دوست داريم. با اين همه چه مي توان کرد که واليبال جاي فوتبال را نمي گيرد و قدرت شادي افزايي و نشاط بخشي فوتبال را ديگري ندارد.

با اين توضيحات هنوز هم کم نيستند شهرونداني که با افسوس مي گويند اين همه پول، خرج فوتباليست ها مي کنند چه نتيجه اي در بر داشته است؟ واليبال را نگاه کنيد. چقدر موفق اند. اما پيشرفت همين واليبال هم حاصل مديريت و سرمايه گذاري و توجه بوده است. منتها با نگاهي علمي و نه صرفا پولي.

به تعبير دکتر ناصر فکوهي همه بخش هاي کشور در دوراني گرفتار تصور شفا بخش بودن نسخه «پول درماني» شدند و از اين منظر مي توان نقد کرد اما اين که گمان کنيم پولي را که پاي فوتبال مي ريزيم هر جاي ديگر صرف کنيم ميوه واليبالي مي دهد خطاست. فوتبال هم درست مثل واليبال به مديريت درست نياز دارد. آن گاه ديگر ناچار نخواهيم شد سرکوفت واليبال را به آن بزنيم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.