پنجشنبه، ۲۹ خرداد ۹۳ - ۰۹:۴۱

هم اکنون هندوستان ‌بزرگترین دموکراسی جهان،‌ بزرگترین مرکز رسانه‌های جمعی را نیز دارد. در آغاز این مقاله نخست با نگاهی تاریخی به جایگاه…

هم اکنون هندوستان ‌بزرگترین دموکراسی جهان،‌ بزرگترین مرکز رسانه‌های جمعی را نیز دارد. در آغاز این مقاله نخست با نگاهی تاریخی به جایگاه رسانه در این کشور و همچنین کشور عزیزمان ایران به تحلیل شرایط تاریخی دو کشور می‌پردازیم. سپس شرایط کنونی دو کشور را در حوزه رسانه تحلیل و بررسی خواهیم کرد و در پایان به فرصت‌ها و پتانسیل‌های کشور هندوستان و توانایی‌های کشورمان برای استفاده از این ظرفیت‌ها می‌پردازیم.

نگاهی تاریخی به جایگاه رسانه در دو کشور

‌‌محمدصالح شیرازی کازرانی‌ با نشریه کاغذ اخبار به عنوان نخستین روزنامه‌نگار ایرانی، نام خود را در تاریخ مطبوعات جاودانه کرده ‌است. کاغذ اخبار سال ‌1216 مصادف با 1837 میلادی چاپ ‌و ‌‌نخستین روزنامه ایرانی شناخته شد. در هندوستان نیز نخستین روزنامه با نام «نشریه بنگال» (The Bengal Gazette) در سال 1780 آغاز به کار کرد. البته باید گفت، مؤسس این روزنامه فردی انگلیسی به نام ‌«جیمز آگوستوس هیسکی» ( James Augustus Hickey) بوده است. به همین دلیل نمی‌توان دقیقا این روزنامه را نخستین روزنامه هندوستان دانست.

راجا رام موهان روی (Raja Ram Mohan Roy) را پدر مطبوعات هندوستان می‌دانند. او نخستین روزنامه‌های هندی را به دو زبان فارسی (میرات الخبر)  و بنگالی (سمباد کامیدی) در سال 1821 چاپ کرد.
نخستین ایستگاه رادیویی در هندوستان در سال 1927 آغاز به کار کرد. در کشورمان ایران نیز در اردیبهشت 1319 مصادف با 1940 میلادی نخستین ایستگاه رادیویی آغاز به کار کرد.
همچنین نخستین ایستگاه تلویزیونی در هندوستان در سال 1959 آغاز به کار کرد، حال آنکه نخستین ایستگاه تلویزیونی ایران در سال 1337 مصادف با 1958 میلادی آغاز به کار کرد.

پیش از استقلال هندوستان در سال 1948 مردم این کشور با کمک استعمارگران انگلیسی از نخستین و موفق ترین کشور‌ها در حوزه رسانه بودند. این امر در مبارزات ضد استعماری این کشور نیز بسیار کارساز بود.

ماهاتما گاندی رهبر انقلاب ضد استعماری هند ایدئولوژی و فعالیت‌های اصلی مبارزاتی خود را از طریق مقالات خود در روزنامه‌ها پیش می‌برد. پس از استقلال نیز رادیو در سراسر هندوستان نقش بسیار کارآمدی ‌در توسعه و بیداری اجتماعی به عهده داشت،‌ چرا که در آن زمان، ‌‌حدود 40 درصد مردم باسواد بودند و به همین دلیل، رادیو ابزاری پر طرفدار و در عین حال بسیار موثر در ساخت و توسعه این کشور بود.

از طرفی با توسعه آموزش و سواد همزمان روزنامه‌ها به زبان‌های هندی، اردو، بنگالی و دیگر زبان‌های کشور توسعه پیدا می‌کردند و این باعث شد تا فرهنگ روزنامه خوانی و توجه به مطبوعات در این کشور روز به روز پیشرفت کند تا جایی که هم اکنون پرفروش‌ترین روزنامه این کشور «داینیک جاگران» که به زبان هندی منتشر می‌شود حدود 15 میلیون نسخه شمارگان دارد.

همان گونه که گفته شد، شبکه‌های تلویزیونی در هر دو کشور تقریبا ‌‌همزمان آغاز به کار کردند. اما در هندوستان توسعه این شبکه‌ها بسیار سرعت بیشتری داشت. دلیل عمده این امر، فضای باز رسانه ای در این کشور است؛ البته به جز دور دوم نخست وزیری اندرینا گاندی
‌سال‌های 1975–1977‌ که به دوران اضطرار معروف است و فضای اختناق رسانه ای در کشور حاکم بود. کشور ما نسبت به هندوستان حدودا با بیست سال دیرکرد وارد‌ فضای رسانه‌های مکتوب و شنیداری شد‌ و این تاخیر با توجه به اوضاع سیاسی کشور در سال‌های قبل از انقلاب، باعث شد ‌جامعه نتواند از رسانه به عنوان عنصری کارآمد و پویا برای مبارزات سیاسی و بیداری‌های اجتماعی استفاده کند. اختناق و فضای بسته سیاسی و رسانه ای، باعث شد تا مردم و اندیشمندان به سمت جایگزین‌هایی همچون پایگاه‌های اجتماعی نظیر مسجد، تریبون‌های دانشگاهی و ارتباطات شفاهی و فرد به فرد بروند. با پیشرفت فناوری نیز گروه نخبگان و مردم به سمت ایجاد رسانه‌های درونی همانند انتشار نوار‌های صوتی و یا انتشار بیانیه‌های مکتوب رهبران سیاسی و دینی رفتند.

از طرفی مضامین خبر اخلاقی رسانه‌ها در تضاد با فرهنگ جاری در مردم بود و به همین دلیل نیز اکثریت مردم کشورمان این ابزار را  عنصری مخرب و ناسالم می‌دانستند و خود را در جبهه مخالف با رسانه‌ها قرار می‌دادند. این دلایل همه با هم باعث شد تا جایگاه رسانه در کشور بسیار تخریب شود. از این روی، تنها در سال‌های انقلاب در رسانه‌های مکتوب در مواردی معدود موج‌های رسانه ای را در کشور شاهد هستیم.

جایگاه رسانه‌های جمعی در وضعیت کنونی دو کشور

هندوستان با داشتن 82,237 ‌روزنامه فعال در کشور و 825 شبکه تلویزیونی‌ هم اکنون یکی از فعال‌ترین و قوی‌ترین کشور‌ها در حوزه رسانه است. از طرفی بالیود ‌‌دومین قدرت صنعت فیلم سازی در دنیا شناخته می‌شود. این حجم از چرخه اطلاعات در بستر فناوری و تکنولوژی‌های روز جهان ایجاد شده است. سیستم‌های تلویزیون‌های کابلی و پولی، رادیو‌های محلی و اینترنتی و .‌.‌. بخش کوچکی از این فناوری‌ها هستند. از طرفی بازار بی نظیر و گسترده مخاطب در هندوستان، باعث شده ‌که همه قدرت‌های رسانه ای به سرمایه‌گذاری در این بازار 1.2 میلیارد نفری مخاطب علاقه‌مند بشوند. هر کمپانی رسانه‌های ‌کابلی و پولی در هندوستان با بازاری ‌حدود حداقل 20 میلیون نفری روبه‌روست. این 20 میلیون مخاطب ماهانه کرایه ای ‌حدود 100 روپیه برای دسترسی به مجموعه شبکه‌های هر کمپانی پرداخت می‌کند.
این مبلغ برای 20 میلیون نفر ماهانه نزدیک به  2میلیارد روپیه معادل 100 میلیارد تومان می‌شود. این مبلغ در یک سال به یک تریلیون و 200 میلیارد تومان می‌رسد که با در نظر گرفتن ‌20 میلیون مخاطب از جمعیت 1.2 میلیارد نفری هندوستان است.

از طرفی در آمد‌های این شبکه‌ها از طریق تبلیغات و آگهی‌های بازرگانی نیز محاسبه نشده است. این مبالغ هنگفت هم اکنون باعث شده تا تمامی ابر رسانه‌های جهانی مانند بی بی سی، سی ان ان، الجزیره و .‌.‌. در این بازار نا‌محدود سرمایه‌گذاری کنند.

در کشور عزیزمان ایران ‌حدود 50 روزنامه فعال وجود دارد. هم اکنون 63 شبکه تلویزیون (‌با احتساب دو شبکه اینترنتی و شبکه‌های استانی) نیز در حال فعالیت هستند. فعال نبودن بخش خصوصی در رسانه‌های شنیداری و تصویری، باعث شده است ‌کشور از چرخه رقابت‌های جهانی جا بماند و هم اکنون شبکه‌های برون مرزی به دنبال جذب مخاطب در ‌کشور هستند. کمبود نیروی متخصص رسانه در سطح مدیریتی و در سطح کلان تر در کشور، باعث شده ‌که روز به روز در این رقابت گسترده رسانه ای ایران جایگاه خود را از دست بدهد.

در کشور هم اکنون به رسانه و علوم ارتباطات به عنوان یک دانش و یک علم نگاه نمی شود. هم اکنون در دانشگاه‌ها در حوزه رسانه رشته‌های ارتباطات، روزنامه نگاری، مدیریت رسانه، روابط عمومی تدریس می‌شود. دانشگاه صدا و سیما نیز در نظر دارد تا رشته ژورنالیست رادیو و تلویزیونی را نیز در سال‌های آینده به این رشته‌ها اضافه کند. ضمن اینکه تنها این دانشگاه در حوزه تولیدات رادیویی و تلویزیونی بسیار فعال است. جایگاه این رشته‌ها و این علم در اسناد بالادستی همچون نقشه علمی جامع کشور چندان مناسب نیست.

با بررسی نقشه جامع علمی کشور که توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی تببین شده است، در‌خواهیم یافت که جای علوم ارتباطات در میان علوم انسانی خالی است. در این نقشه در بخش سوم (اولویت‌ها) می‌بینیم که اولویت‌های علمی کشور در سه بخش الف، ب، ج دسته بندی شده اند در دو بخش اول (الف،ب) رشته‌هایی از علوم انسانی قرار دارد؛
اولویت‌های الف: مطالعات قرآن و حد‌يث ـ كلام اسلامي ـ فقه تخصصي ـ اقتصاد، جامعه شناسي، علوم سياسي، حقوق، روانشناسي، علو م تربيتي و مديريت مبتني بر مباني اسلامي ـ  فلسفه‌هاي مضا‌ف متكي بر حكمت اسلامي ـ فلسفه ولايت و امامت ـ اخلا‌ق كاربردي و حرفه اي اسلامي ـ سياستگذار‌ي و مديريت علم‌، فناوري و فرهنگ ـ زبان فارسي در مقام زبان علم؛

اولویت‌های ب: اخلاق اسلامي و مطالعات بين رشته اي آن ـ الهيأت ـ عرفان اسلامي ـ فلسفه ـ غرب شناسي انتقادي ـ كارآفريني و مهارت افزایي ـ تاريخ اسلام و ايران و انقلاب اسلامي‌  مطالعات زنان و خانواده مبتني بر مباني اسلامي ـ تاريخ علم‌‌ (با رويكردتاريخ اسلام و ايران) ـ جغرافياي سياسي.

همان گونه که دیده می‌شود، در این نقشه هیچ جایگاهی برای علوم ارتباطات و رسانه در هیچ کدام از اولویت‌ها‌ اختصاص داده نشده است، حال آنکه هم اکنون کشور‌های در حال توسعه و توسعه‌یافته رسانه را ‌‌اصلی ترین و پر قدرت ترین ابزار توسعه چه در بخش سیاسی اجتماعی و چه در بخش زیرساختی می‌دانند و سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی ‌روی این رشته‌ها کرده‌‌اند.

باید نخستین اولویت نظام و دولت تربیت متخصصان و دانشمندان عرصه رسانه باشد. چرا که راه اندازی رسانه‌های موثر بدون بستر و ساختار علمی غیر ممکن است، حال آنکه سند جامعه علمی کشور هیچ جایگاهی برای علوم ارتباطات و رسانه اختصاص نداده ‌و به همین دلیل، دانشگاه‌های علوم ارتباط کشور از طرف دولت حمایت نشده‌اند. دانشجویان این رشته‌ها نمی‌توانند آینده شغلی روشنی ‌برای خود متصور شوند.

‌از طرفی جای بسیاری از رشته‌های حوزه ارتباطات و رسانه در این دانشکده‌ها خالی است؛ برای نمونه، تنها در دانشکده ارتباطات دانشگاه UCLA  آمریکا به عنوان کشوری توسعه‌یافته در حوزه رسانه‌های جمعی رشته‌های: توسعه ارتباطات جمعی(Development Communication) ، تبلیغات و بازاریابی (Advertising and Marketing)، فیلم سازی مستند در حوزه‌های  توسعه، توزیع، تولید، و ترویج (Development Distribution, Production, and Promotion)، صنعت موسیقی (Music Industry)‌، روابط عمومی (Public Relations)، استعداد یابی (Talent Agency)، فناوری رسانه ای و توسعه آن (Technology and its development)، تولیدات تلویزیونی در حوزه‌های توسعه، تولید، برنامه سازی و ترویج (Development, Production, Programming and Promotion)، روزنامه نگاری (Journalism)‌.

البته این‌ها تنها رشته‌های مختص به رسانه‌های جمعی در این دانشکده است در حوزه ارتباطات انسانی و اجتماعی نیز این دانشکده 29 رشته تحصیلی دارد. اما در ایران دانشگاه‌های بزرگ و مادر کشور در این حوزه رشته‌های چندانی ندارند؛ برای نمونه، دانشگاه تهران در دانشکده ارتباطات خود تنها رشته‌های‌ مطالعات فرهنگی و رسانه، علوم ارتباطات و علوم ارتباطات اجتماعی را پوشش می‌دهد در دانشکده مدیریت رشته مدیریت رسانه نیز وجود دارد. در خصوص فیلم سازی و تولیدات تلویزیونی رشته‌های فیلم سازی، سینما و نمایش در دانشکده هنر‌های زیبای این دانشکده وجود دارد که به هیج وجه تخصصی در خصوص رسانه (خصوصا تلویزیون و مستند سازی) نیست.

ذکر این مهم لازم که دانشگاه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، تخصصی در این حوزه فعال است و خوشبختانه فعالیت‌های خوبی نیز در خصوص آموزش رسانه انجام می‌دهد. اما این دانشگاه تنها دانشگاه رسانه ای در کشور است. قطعا برای دستیابی به اهداف بلند مدت نظام این یک دانشگاه کفایت نمی کند و به فارغ التحصیلان بیشتری در تمامی حوزه‌های رسانه نیازمندیم.

هندوستان نیز به عنوان کشوری در حال توسعه در حوزه علم و دانش رسانه از برترین کشور در آسیا و یکی از بهترین کشور‌ها در جهان است. مرکز آموزش‌های فیلم سازی هم اکنون یکی از معروف‌ترین مراکز آموزشی در حوزه سینماست. دانشگا‌ه‌های ارتباط جمعی در هندوستان نیز از بهترین‌ها در جهان و آسیا هستند و شمار بسیاری از رشته‌ها‌ی این حوزه را پوشش می‌دهند.

پتانسیل‌های موجود بین دو کشور در حوزه رسانه‌

‌جمهوری اسلامی ایران با هندوستان روابط تاریخی و در عین حال‌‌ خوب و سازنده‌ای ‌داشته و دارد. روابط کشور ما با هندوستان در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است و همراه این کشور به عنوان یکی از شرکا و دوستان ما در منطقه و جهان بوده است. از طرفی ساخت فرهنگی این کشور در تناسب با فرهنگ عمومی کشور ماست و خاستگاه فرهنگی یکسان بین دو کشور، باعث شده ‌که تولیدات فرهنگی و فعالیت‌های فرهنگی نیز در دو کشور استاندارد‌های مشابه بیشتری نسبت به غرب  داشته باشند. طبق توضیحات بخش قبلی دانشکده‌های هندوستان  نیز از جایگاه مناسبی در دنیا برخوردار است. با توجه به بخش ضعف دانش و علوم رسانه‌ای در کشور، اعزام کارآموز، دانشجو و تبادل علمی با این کشور می‌تواند یکی از راهکار‌های موثر برای بالا بردن سطح دانش رسانه ای در ایران باشد.

ضمن اینکه در کشور هندوستان پدیده‌هایی همچون پناهندگی، اقامت دائم و .‌.‌. را نداریم و از این روی، کشور با امنیت بالایی می‌تواند دانشجویان را برای تحصیل در رشته‌های مذکور به این کشور بورسیه کند. این موقعیت طلایی از طرف دولت هم اکنون نادیده گرفته شده ‌و اگر بورسیه ای صورت بگیرد، به کشور‌های غربی است که با ساخت فرهنگی ما ‌کامل در تعارض است. دانش آموختگان این رشته‌ها از کشور‌های غربی با استاندارد‌های فرهنگی و هنری کشور فاصله زیادی دارند. به همین دلیل کارآمدی این فارغ التحصیلان پایین خواهد آمد.
توجه بیش از پیش به نقش رسانه در کشور باید از طریق حاکمیت و نظام صورت بگیرد. دولت با اجرایی کردن سند پنجم توسعه گام بلند و هماهنگی در خصوص رسانه بر‌خواهد داشت، زیرا در این سند نگاه روشن و دقیقی به رسانه شده ‌و همین ‌باعث آشکار شدن مشکلات عمده کمبود علم و تخصص کشور در حوزه رسانه خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.