چهارشنبه، ۰۴ تیر ۹۳ - ۰۷:۳۴

محمود صباغی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت: ماجرای تورنمنتها ومراسم بین المللی و لزوم پخش مستقیم،هر ازگاهی سیما را با چالش…

محمود صباغی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:

ماجرای تورنمنتها ومراسم بین المللی و لزوم پخش مستقیم،هر ازگاهی سیما را با چالش مخاطبان میلیونی مواجه میکند. بهر حال درست یا غلط ، منطقی یا غیر منطقی، چه بخواهیم و چه نخواهیم سیما خود را متولی آن میداند که مبادا صحنه ای ، اقدامی ، سخنی از اتفاقات و وقایع گوناگون ورزشی و غیر ورزشی در گوشه ای رخ دهد و مردم ایران بچشم ببینند و به گوش بشنوند.اصرار بر این ماجرا گاه تا آنجا پیش میرود که اعصاب بینندگان ارجمند و عزیز! از قطع و وصل پی در پی و بازپخش قسمتی از برنامه به دفعات مکرر در مکرر بشدّت عصبی و بعضا متشتّج میشود.بر اساس یک فرمول روانی اثبات شده که اصرار به منع مسئله ای ، ماهیتآ تحریک زا بر درک آن مسئله است ( بزبان ساده تر وقتی کسی را از چیزی یا کاری منع کنیم ، آن قرد تحریک به تجربه کردن آن چیز یا کار میشود )، اگر ادعا کنیم وسوسه اقدام به نصب دیش و ماهواره از سوی هموطنان از همین نقطه آغاز میشود، ادعای گزافی نیست. انصافآ اگر در هنگامه یک رویاروئی ورزشی ، ناگهان تصویر بریده شود و تکرار چندین و چند باره لحظاتی از دقایق گذشته ، روی صفحه تلویزیون ظاهر شود که هیچ ارتباطی با ماهیت فی الحال وقایع ندارد، آیا آزار دهنده نیست؟ و وقتی بفهمی این بریدگی تصاویر مثلآ بعلت یک تماشاچی است که شلوار کوتاه به پا دارد، نمیتواند نوعی اهانت به مخاطب تلقی شود؟ فراموش نکنیم این حساسّیت سیما به چنین تصاویری در زمانه ای صورت میگیرد که با چند ” کلیک” میتوان به جهان بدون مرز و فارغ از هر محدودیتّی وارد شد. بی تردید این سیاست سیما بنوعی تحریک کننده افکار عمومی به دیدن اتفاقات بدون سانسوررا از طرق مختلف  دامن میزند.

بحث بر سر تایید یا نفی تصمیم گیری سیما در برنامه های تلویزیونی بحث تازه ای نیست و در این کوتاه سخن قصد ورود به آن نداریم بلکه این چند خط از آنرو قلمی شد که به بزرگترین اتفاق ورزشی جهان یعنی جام جهانی برزیل اشاره کنیم که سیما بر اساس روال جاری و سنوات گذشته ، اقدام به قطع و وصل بی منطق تصاویر مینماید. در اینجا نمیتوان گفت سیما به “سانسور” روی آورده، زیرا که اصولآ فوتبال ماهیتآ نمیتواند بهانه لازم برای حساسیّتهای مورد نظر سیما را داشته باشد. از سوی دیگر آب و هوای فعلی برزیل – که این روزها بهاری است – آنچنان گرم نیست که بهانه ای برای برهنگی مغایر با باورهای مذهبی ما ومورد نظرسیما تلقّی شود.با اینهمه با نشان دادن وتکرار یک صحنه گل و یا اگر گل نداشته باشد با تکرار یک صحنه دیگر نه تنها دیگر جذابیتی وجود نخواهد داشت بلکه موجب بر هم ریختن اعصاب و روان بیننده میشود. در طول این چند روز بسیاری از شهروندان که از طریق سیستمهای ماهواره ای به تماشای مسابقات جهانی فوتبال نشسته اند، تفاوت چندانی را با تصاویر شبکه سه نقل نکرده اند.(شاید که بدلیل جذابیت زیاد و همان اصل نانوشته که منع مسئله ای تحریک زا خواهد بودو در شبکه های ماهواره ای منعی و باالطبع تحریکی اعمال نمیشود فقط و فقط “فوتبال” را دیده اند و بس) این واقعیت قابل درک است که یکی از بزرگترین منابع تامین مالی شبکه های تلویزیونی جهان و شبکه های کابلی، درزمان برگزاری رویدادهای بزرگ جهان و از جمله جام جهانی فوتبال است. اقدام شبکه سوم سیما که بهر حال امکان پخش این رویداد بزرگ را بدون هیچ محدودیّتی فراهم کرده است در جای خود شایسته قدردانی است اما قطع و وصل بی دلیل و آزار دهنده تصاویرو تکرار چندین باره یک صحنه گل و منع پخش تصاویر دیگری که حواشی جذاّب مسابقات را در بر میگیرد، نه تنها این اقدام برجسته سیما را کمرنگ خواهد کرد بلکه – شاید -هموطنانی را که از طریق شبکه سه مسابقات را دنبال میکنند ، به تماشای فوتبال به روشهای دیگر ترغیب کند.

این سخن به مفهوم آن نیست که  انتظار داریم سیما بدون کنترل تصاویر را بروی آنتن بفرستد. نخیر چنین توقعی نیست ،بلکه سخن آن است که هر اقدامی – حتی قطع و وصل تصاویر – اگر بصورت حرفه ای انجام نشود آزاردهنده خواهد شد،آیا چنین نیست؟ آیا مثلآ امکان ندارد که با یک دقیقه تاخیر تصاویر اضافی! مورد نظر سیما قطع و توسط متخصصان فنی مجددآ بروی آنتن فرستاده شود؟ تا بیننده گرامی کمتر متوجه مثله شدن تصاویر و تعیین صلاحیتی شود که سیما آنرا به صلاح تشخیص میدهد؟ این اقدام هم احترام به شعور مخاطب وهم رعایت اصولی است که درست یا غلط سیما به آنها معتقد و مصر به اجرای آن است.

حکایت ما وسانسورسیما ، داستان جدیدی نیست. اما بعنوان کلام معترضه بگوئیم که سیاستگذاری فنی در چهارچوب مسؤلیتهای کارشناسان سازمان صدا و سیما است. اما اگر بپذیریم که حساسیتهایی که میان مخاطبان و سازمان چالش برانگیز است از مبانی ایدئولوژیکی و باورهای مذهبی ما ایرانیان سر چشمه میگیرد، آیا بهتر نیست با بهره گیری از نظرات مراجع عظام ، صاحب نظران مذهبی و نمایندگانی از وزارت ارشاد ، یک مشی مشخص تعیین و اعلام شود تا یکباربرای همیشه سیاستگذاران و مخاطبان سیما تکلیفشان با یکدیگر مشخص و معلوم باشد ونهایتآ نقطه پایانی براین کشمکش کسالت آور و چالش برانگیز گذاشته شود؟.

من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم…. .    

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.