هیولای خشکسالی کشور را خواهد بلعید!

خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) – یادداشت

عبدالرضا محمدی – کارشناس ارشد بیابان زدایی

آب مایه حیات موجودات و تداوم بخش زندگی و عامل پیدایش اجتماعات و تمدن بشر است. از 1650 میلیون کیلومتر مربع آب موجود در کره زمین فقط 3 درصد آن شیرین و از آن تنها 22درصد در دسترس است.

از قرن گذشته بر اثر افزایش جمعیت و بالا رفتن استاندارد زندگی، رشد اقتصادی، پیشرفت‌های صنعتی و توسعه کشاورزی مصرف آب رو به فزونی گذاشته و بهره‌برداری از منابع آب جهان هفت و مصارف صنعتی 30 برابر شده است، در نتیجه تقاضا برای آب، سالانه 3.2 درصد افزایش یافته است . از سوی دیگر تغیرات اقلیمی و بالا رفتن دمای شبانه و افزایش گازهای گلخانه‌ای که عمدتا ناشی از افزایش مصرف انرژی‌های فسیلی است موجب تغییر در نوع بارش از برف به باران و رگبارهای شدید شده که به صورت سیلاب از دسترس خارج می‌شوند. سطوح برف‌گیر ارتفاعات به ارتفاع بالاتری رفته و حجم برف انبارها به طور چشمگیری کاهش یافته‌اند و یخچال‌ها یکی پس از دیگری ذوب می‌شوند.

در کشور ایران به جز در نواحی شمالی و برخی از نواحی غربی که رودخانه‌ها نقش مهمی در رفع نیازهای آبی برعهده دارند، در بقیه نقاط آب‌های زیرزمینی تامین کننده اصلی نیازها هستند. براساس گزارش‌های مختلف موجود، منابع آب زیرزمینی سالانه با حدود 5.5 میلیارد متر مکعب کسری آب مواجه است که دلالت بر برداشت‌های بی‌رویه وعدم تعادل بین میزان تغذیه و برداشت آب دارد.

بررسی روند تغییرات شاخص سرانه منابع تجدیدپذیر نیز حاکی از آن است که این شاخص در چند دهه گذشته به شدت کاهش یافته است به طوری که مقداری این شاخص از 5500متر مکعب سالانه به ازای هر نفر، در سال 1340 به 2100متر مکعب در سال 1376 تقلیل یافته است و پیش‌بینی می‌شود که تا سال 1400 به سرانه‌ای کمتر از 1300متر مکعب برسد.

طبق نظر متخصصین، کشورهایی با سرانه منابع آب تجدیدپذیر کمتر از 1700متر مکعب درسال با تنش‌های نسبتا شدید کمی آب روبرو هستند. بنابراین چنانچه سیاست‌گذاری‌های صحیحی در ارتباط با مدیریت منابع آب انجام نپذیرد به زودی کشور ایران هم در زمره کشورهایی در خواهد آمد که به لحاظ کمی دچار بحران شدید آب می‌باشند. هرچند که زنگ خطر در کشورمان به صدا درآمده و در چند شهر در وضعیت بحرانی قرار دارد.

در بحث کیفیت آب نیز بخش نسبتا قابل توجهی ازمنابع آب ایران به طور طبیعی در طبقه‌بندی آب‌های شور و لب شور قرار می‌گیرند و این امر کاربری‌های مستقیم این گونه منابع را محدود می‌سازد. به علاوه در اثر آلودگی‌ها و همچنین برداشت‌های بی‌رویه، کیفیت منابع آب کشور طی چند دهه اخیر بسیار تنزل یافته است، به نحوی که در بسیاری از دشت‌ها، منابع زیرزمینی آب‌های شیرین به علت افزایش غلظت املاح‌، تغییر کیفیت داده و به آب‌های لب شور و یا شور تبدیل شده‌اند.

پس با توجه به چالش‌هایی از قبیل محدودیت منابع آب شیرین افزایش جمعیت و نرخ فزاینده سرانه مصرف آب که تنش‌های کمی و کیفی را به دنبال داشته است، همچنین با توجه به فرصت‌هایی از قبیل وجود منابع وسیعی از آب‌های شور و لب‌شور در کشور، لزوم برنامه‌ریزی به منظور بهره‌برداری اصولی از این منابع نامتعارف به خوبی آشکار می‌شود.

چنان چه امروز مشکلات و مسائل آب در مقیاس محلی مطرح است در آینده این مشکلات در مقیاس ملی، منطقه‌ای و حتی جهانی بروز می‌کند و در نتیجه حفظ صلح، امنیت غذایی و توسعه پایدار به خطر خواهد افتاد بخصوص این خطر کشورهای درحال توسعه را زودتر تهدید خواهد کرد و چنانچه راهکارهای سنجیده و آگاهانه و مبتنی بر جامع فکری برای مدیریت آب تدارک دیده نشود و تصمیمات خلق‌الساعه و بدون کارکارشناسی ادامه یابد، کشورها نیز از این رویداد در امان نخواهد بود.

بنابراین باید تا فرصت هست یک نهاد ویژه زیر‌نظر بلندترین مقام اجرایی دولت تشکیل شود و با توان‌سنجی و آمایش سرزمین امکانات بالقوه و بالفعل مملکت را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهند و براساس آن کشاورزی که مصرف کننده بیش از90 درصدآب کشور است را سامان بخشد و نظام دامداری، مدیریت صنایع و سکونتگاهی را سامان دهد و حاکمیت، نخبگان، روشنفکران، اشخاص مرجع و همچنین توده مردم را نسبت به اهمیت این مسئله واقف نماید و الا هیولای خشکسالی کشور را خواهد بلعید و ایران را سراسر بیابانی خواهد کرد.

‌انتهای پیام

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*