سه شنبه، ۱۰ تیر ۹۳ - ۰۵:۴۵

به نظر جا دارد مصرف بالای چای در کشورمان را هم به رکوردشکنی ایرانیان در مصرف اقلامی چون نمک، نوشابه و… در جهان…

به نظر جا دارد مصرف بالای چای در کشورمان را هم به رکوردشکنی ایرانیان در مصرف اقلامی چون نمک، نوشابه و… در جهان بیفزاییم تا به مدد این آمار و ارقام بزرگ که ناگفته مانده، ضرر بزرگی که از قبل این اتفاق نصیب‌مان می‌شود را دریابیم.

به گزارش «تابناک»، هرچه فرهنگ مصرف چای در کشورمان ریشه در گذشته‌های دور داشته و نوشیدن چای همواره به عنوان یکی از مولفه های شاخص جامعه ایرانی در ذهن جهانیان نقش بسته، شواهد و قرائن حکایت از آن دارند که این فرهنگ نیازمند بازبینی سریع است چراکه مدت‌هاست حکم یکی از نقاط ضعف کشورمان را یافته و در سایه سانسور مسئولان و بی اطلاعی ما، کماکان روند آن تداوم دارد.

مشکل از آنجا شکل گرفته که طی بی توجهی های صورت گرفته به صنعت جای کشور در سال های گذشته، حجم بزرگی از زمین های زیر کشت این محصول تغییر کاربری یافته و یا رها شده است که این کاهش سهم به سزایی در تشدید عقب افتادگی تولید این محصول در کشور نسبت به نیاز به چای در بازار ایفا کرده است.

بدین ترتیب آن گونه که آمار و ارقام نشان می‌دهند، در حالیکه ایران فقط ۱ درصد از جمعیت کل جهان را دارا است، ۴ الی۴.۵ درصد مصرف چای جهان را به خود اختصاص می‌دهد؛ آماری که رتبه ایران را در بین کشورهای تولیدکننده چای در جهان، چیزی بهتر از رتبه دهم نشان نمی‌دهد که در قیاس با رتبه چهارم ایران در مصرف این محصول، نیاز به واردات چای را فریاد می‌کند.

چای نوشیدن زیاد؛ بلایی خاموش که بر سر اقتصادمان می‌آید!

با تکیه بر این آمار به سادگی می‌توان دریافت که فاصله عمیق میان 105 هزار تن مصرف سالانه چای خشک با 25 تا 30 هزار تن تولید این محصول در کشورمان، بهترین فرصت را در اختیار وارد کنندگان این محصول قرار می‌دهد تا اینقدر بی حد و حصر در این زمینه بتازند که حتی سهم اندک تولید داخلی را هم تحت تاثیر قرار داده و جای کشاورز و کارخانه دار ایرانی را در بازاری تا این اندازه پر سود، تنگ کنند.

وقتی به مشکلاتی که گریبان صنعت چای کشور را گرفته، سطح توقع بالا رفته مصرف کنندگان ایرانی، حمایت نکردن مسئولان از این صنعیت (شامل رها کردن نظارت در واردات این محصول، اعمال نکردن نرخ تورم در نرخ خرید تضمینی برگ سبز چای، خالی کردن پشت سرمایه گذاران و شاغلان در این عرصه که منجر به جا ماندن ایشان در بازار ارتقا تکنولوژی های مرتبط شده و…) و عواملی از این دست را بیفزاییم، عجیب نیست که بشنویم حمایت بی سابقه دولت روحانی از این صنعت هم نتوانسته تغییر شگرفی ایجاد کند.

منظور از حمایت بی سابقه، افزایش دو برابری نرخ خرید تضمینی برگ سبز چای از چای‌کاران است که هم توانسته اوضاع مالی این قشر را تکان دهد، هم زمینه ساز پرداخت بدهی های کارخانه های چای به ایشان شده، هم کارخانه ها و دیگر شاغلان در این عرصه را به نان و نوایی رسانده اما قادر نیست مشکلات عمده این بخش را مرتفع نماید.

اینجاست که از یکسو برخی منتظرند نتیجه تحقیق و تفحصی که مجلسیان مهرماه سال ۹۲ با ۱۲۲ رای موافق، ۱۲ رای مخالف و ۱۱ ممتنع از ۲۰۴ نماینده حاضر به تصویب رساندند آشکار شود تا دریابند کدام یک از محورهای مطرح در این طرح به عنوان گره اساسی صنعت چای کشور شناخته خواهد شد و رفع و رجوع مشکلات آن در دستور کار مسئولان قرار خواهد گرفت و بعضی دیگر حتی به نتیجه این تحقیق و تفحص هم برای رفع مشکلات امیدی ندارند.

بدین ترتیب کمک بزرگ دولت تنها حکم مسکنی را یافته که اگر سالهای بعد تجویز آن ادامه نیافته و وارد فاز حل مشکلات اساسی چون افزایش سطح زیر کشت این محصول نشود، قادر نخواهد بود نیاز کشورمان به واردات این محصول را مرتفع کرده و در نتیجه احتمال آن می‌رود که به مانند سالهای گذشته، لابی های وارد کنندگان چای بتوانند وضعی که در سالهای اخیر به این صنعت داخلی تحمیل کرده بودند را، احیا کنند.

این در حالی است که آمارها حکایت از افزایش تقاضای چای در کشورمان را دارد که اگر با افزایش تولید همراه نشود، پیش بینی چربش بیشتر زور وارد کنندگان به تولیدکنندگان چای دور از ذهن نخواهد بود و می‌توان توقع داشت که شکست تولید کنندگان در این مصاف قریب الوقوع، به مراتب سخت تر از دفعات گذشته بوده و جبران آن دشوارتر از همیشه شود، مگر اینکه با ابزارهای دیگر، به جنگ واردات چای برویم.

کافی است کمی در این نکته دقیق شویم که در اثر مصرف بسیار زیاد چای در ایران، چه سودی عاید کشورمان شده و چه منفعت بزرگی به جیب واردکنندگان و تولید کنندگان خارجی این محصول سرازیر می‌شود، تا دریابیم که در سایه تبلیغات فراوان انواع چای ها در رسانه ملی و مشوق‌هایی (مانند جایزه‌های نفیس) که می‌توانند مصرف این محصول را افزایش دهند، در نهایت امر در ابعاد ملی سود خواهیم کرد یا زیان خواهیم دید؟

با این رویکرد، نه تنها می‌بایست پرهیزهایی داشته باشیم، بلکه لازم به نظر می‌رسد که در زمینه فرهنگ مصرف چای آموزش های مهمی را در دستور کار قرار داده و به گونه‌ای برنامه ریزی کنیم که کاهش مصرف چای به نوعی نقش جبران کننده کمبود تولید در این زمینه را عهده دار شود، دست کم تا زمانی که بتوانیم تولید این محصول را به حجم چند سال گذشته رسانده و لطمات وارد شده به صنعت چای در سالهای گذشته را تا حدودی جبران نماییم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.