چهارشنبه، ۱۱ تیر ۹۳ - ۰۹:۰۲

ابتکار در سرمقاله خود نوشت: قسم‌هاي «ولله، بالله و تالله» رييس جمهور در جمع صنعتگران و سرمايه‌گذاراني که مارگزيده دوران قبل هستند، گوياي…

ابتکار در سرمقاله خود نوشت:

قسم‌هاي «ولله، بالله و تالله» رييس جمهور در جمع صنعتگران و سرمايه‌گذاراني که مارگزيده دوران قبل هستند، گوياي تلاش وي و تيم وزيرانش براي بازگرداندن اعتماد فعالان اقتصادي و البته به طور کلي اعتماد عمومي به دولت است.

روحاني در واقع با اين ادبيات با ملتي سخن مي‌گويد که او را براي رهايي از وضعيت پيشين انتخاب کرده است و هر بار در قالب سخنراني‌ها، سفرهاي استاني و نشست‌هاي خبري سعي دارد تا بيان کند که ديگر نه هشت سال دولت قبل تکرار مي‌شود و نه چيني شکست خورده تحريم‌ها به روز اول برمي‌گردد.

روحاني در مدتي نزديک به يک سال از رييس جمهور شدنش، سعي کرده است در همه حوزه‌ها به ويژه در سياست خارجي، مديريت اقتصادي و توسعه فضاي فرهنگي تفاوت‌هاي رويکري و عملکردي‌اش را با دولت قبل مشخص کند و در اين راه البته موفقيت‌هاي بزرگي هم داشته است اما با اين وجود سؤال اينجاست که چرا وي براي جلب اعتماد عمومي ناچار به قسم خوردن شده است؟

اين پرسش مهمي است و پاسخ به آن نيازمند ورق زدن تاريخ هشت ساله اخير کشور و مرور حوادث و اتفاق‌هايي است که در نزديک به 3000 روز در دولت احمدي‌نژاد به وقوع پيوست.

براي توضيح بيشتر در اين باره بايد يادآوري کرد که سال 91 دکتر مسعود نيلي، اقتصاد دان، در گفت‌وگو با يکي از رسانه‌ها گفته بود که براي بهبود اوضاع اقتصادي کشور «دعا» مي‌کند! و به طور ضمني اشاره کرده بود که ديگر اوضاع اقتصادي کشور قابل کنترل نيست.

در اين باره حتي خبرهايي منتشر يا دهان به دهان پخش مي‌شد که کارشناسان اقتصادي و سياسي ديگري نيز در همين دوران براي بهبود اوضاع دست به دامن دعا و نذر و نياز شده‌اند.

با اين اوصاف مي‌توانيد دريابيد که وقتي کارشاسان و متخصصان اقتصادي و سياسي کشور تا اين سطح در حاشيه قرار مي‌گيرند و کنترل و اداره امور اجرايي کشور را از دست رفته مي‌پندارند، مردم به عنوان قربانيان مستقيم سياست‌هاي غيراصولي وشتاب‌زده چه حال و روزي ممکن است داشته باشند.

طبيعي است که جامعه ايراني در دوره هشت ساله احمدي‌نژاد با سرعت زيادي در سراشيبي «اعتماد به دولت» قرار گرفته است و اين سراشيبي هشت ساله نه تنها بسيار آسيب‌زا و بحران‌زا بوده است، بلکه رهايي از آن نيز در کوتاه مدت امکان‌پذير نيست و دولت تدبير و اميد، مجبور است ميراث‌دار بي‌اعتمادي‌هايي باشد که مردم نسبت احمدي‌نژاد و دولتش داشتند.

تاکيد رهبر انقلاب در آستانه انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري، در اين باره که هر کسي که ايران و انقلاب را دوست دارد در انتخابات شرکت کند، خود گوياي اين مهم است که دولت دهم، سهم بسيار گسترده‌اي از اعتماد مردم به دولت را از بين برده بود.

مردمي که در دوران هشت سال دفاع مقدس از روز نخست تا روز پايان جنگ، جان خود و فرزندانشان را در راه وطن و وافاداري به انقلابشان فدا ‌کردند، انتظار مي‌رفت که براي آباداني و عمراني کشور در دوره حاضر از 45 هزار تومان يارانه نقدي‌‌شان بگذرند، اما همچنان که رفت، افول اعتماد به دولت در دوره احمدي‌نژاد و نهادينه شدن آن در طول هشت سال، موجب شد تا کمتر کسي از دريافت يارانه انصراف دهد.

با درک اين شرايط مي‌توان اضطرار موجود در سخنان رييس دولت تدبيرو اميد و قسم‌هاي وي را تحليل و تفسير کرد چرا که ياد کردن قسم براي جلب اعتماد انجام مي‌گيرد، هرچقدر شکاف بي اعتمادي عميق‌تر، گوينده در تأکيد کلام، بيشتر به قسم متوسل مي‌شود. رييس جمهوري در اين سخنراني مجبور شد سه بار از واژه جلاله براي قسم ياد کند. او ملتي را خطاب قسم‌هاي خود قرار داده است که چشم اميدشان براي رهايي از اين بي اعتمادي به خود اوست!

اما در اين ميان بازار مخالفان دولت براي گسترش اين بي اعتمادي و انتساب آن به خود دولت يازدهم، داغ است.

کساني که هشت سال تمام، باني و باعث بي اعتمادي دولت و ملت شدند و موجب شدند تا هزينه بي تدبيري آنها را مردم و نظام پرداخت کنند، هم اکنون با نقاب و بي نقاب دوباره به ميدان آمده اند تا آب را گل‌آلود کرده و براي خود ماهي بگيرند! و از آب روشن اين روزهاي کشور، دلواپس هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.