شنبه، ۲۴ خرداد ۹۳ - ۱۱:۱۳

در روزهای اخیر و در پی پیشروی‌های گروه‌های تروریست تکفیری در عراق، نحوه مقابله با این گروه‌ها و به ویژه نقش قدرت‌های منطقه‌ای…

چرا همکاری با ایران در عراق برای آمریکایی‌ها مهم است؟در روزهای اخیر و در پی پیشروی‌های گروه‌های تروریست تکفیری در عراق، نحوه مقابله با این گروه‌ها و به ویژه نقش قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در این زمینه، به شدت مورد توجه رسانه‌های جهان قرار گرفته است. در این میان، مهمترین بحث به احتمال همکاری ایران و آمریکا در عراق اختصاص یافته است؛ اما چرا کشورهای دنیا تا این حد بر ضرورت همکاری ایران و آمریکا تأکید می‌کنند؟به گزارش «تابناک»، این روزها موضوع تحولات جاری در عراق و اقدامات گروه‌های تروریست تکفیری در این کشور، در حالی به صدر اخبار و تحلیل‌های رسانه‌های ‌جهان راه یافته که نقطه محوری در تقریباً همه این بحث‌ها و تحلیل‌ها، نحوه واکنش ایران و آمریکا به عنوان دو کشور دارای منافع در عراق‌ به تحولات این کشور است.
 
در همین راستا، از دو شب پیش و در پی انتشار اخبار‌ تأیید نشده مبنی بر احتمال ورود نیروهای نظامی ویژه ایرانی به عراق در روزنامه «وال استریت ژورنال» و سپس اظهارات برخی مقامات آمریکایی، مبنی بر احتمال مداخله این کشور برای مبارزه با تروریست‌ها، این پرسش ‌جدی مطرح شد که آیا احتمال انجام اقدام یا اقدامات مشترک از سوی ایران و آمریکا در مقابل تروریست‌های تکفیری وجود دارد یا خیر؟

و این بحث تا بدانجا پیش رفت که برخی مطبوعات غربی، حتی از احتمال «اتحاد» ایران و آمریکا در زمینه عراق سخن گفتند. نمونه این امر، «کریستین ساینس مانیتور» بود که ضمن اشاره به وجود منفعت مشترک میان تهران و واشنگتن در مبارزه با افراط‌گرایی در عراق، همکاری دو کشور را برای نجات عراق ضروری دانست.

برخی دیگر از مطبوعات همچون «گاردین» و «تلگراف» نیز به این موضوع پرداختند که هرچند اعزام نیروی نظامی احتمالی از سوی ایران و آمریکا به عراق جداگانه انجام می‌گیرد، وجود منافع مشترک و هدف مشترک، سبب می‌شود که بتوان از نوعی همکاری و همسویی میان دو کشور در این ماجرا سخن گفت.

این در حالی است که مطبوعات کشورهای منطقه نیز این موضوع را از دست نداده و‌ مفصل به آن پرداختند، به گونه‌ای که بحث درباره احتمال همکاری ایران و آمریکا در عراق، به خط خبری اصلی در میان تقریباً همه مطبوعات و رسانه‌های انگلیسی زبان کشورهای عرب منطقه تبدیل شد.

اما این بحث که از آغاز پیشروی گروه‌های تکفیری در عراق مطرح شده بود، شب گذشته و پس از آن قوت گرفت که ماری ‌هارف، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ضمن تکذیب انجام مذاکره ای میان تهران و واشنگتن در این زمینه، احتمال ‌چنین مذاکره و برقراری همکاری‌هایی در عراق را منتفی ندانست. وی اعلام کرده بود، بی‌گمان ایران و آمریکا دارای منفعت مشترکی در عقب راندن شبه نظامیان افراطی هستند.

امروز نیز سخنان حسن روحانی، رئیس جمهور ایران که در جریان آن، بحث عراق نیز مورد اشاره قرار گرفت، بار دیگر به گمانه‌زنی‌های رسانه ای در این زمینه دامن زد.

«رویترز» در پوشش خبری خود از سخنان روحانی، موضوع بررسی موضوع همکاری با آمریکا از سوی ایران، در صورت ‌اقدامی از سوی آمریکا در مقابله با گروه‌های شبه نظامی منطقه را ‌تیتر مطلب خود کرد.

به هر حال، با بررسی حجم انبوه مطالب رسانه‌های جهانی در روزهای اخیر در این زمینه، این پرسش به طور جدی مطرح می‌شود که چرا احتمال همکاری میان ایران و آمریکا در سطح خاورمیانه تا این اندازه مورد توجه رسانه‌های مختلف سراسر جهان است و چرا بر خلاف بسیاری از موضوعات دیگر مربوط به ایران، نسبت به آن مواضع منفی مطرح نشده و حتی برقراری چنین همکاری تشویق نیز می‌شود؟

برای پاسخ به این پرسش باید از یک سو تحولات کلی منطقه خاورمیانه طی چند ساله اخیر و از سوی دیگر، روندهای جاری سیاست خارجی ایالات متحده را مورد توجه قرار داد.
درباره موضوع نخست، باید اشاره کرد که تحولات رخ داده پس از وقوع انقلاب‌های عربی در سال 2011، بر خلاف انتظار بسیاری از کشورهای غربی و عربی، نه تنها سرانجام به ضرر ایران تمام نشد، بلکه در موردی همچون سوریه، قدرت و توانایی ایران در حمایت همه جانبه از متحد منطقه‌ای خود مورد پذیرش همگان قرار گرفته و در عوض، شکست راهبردهای منطقه ای برخی دیگر از کشورها، به ویژه عربستان سعودی به روشنی آشکار شد.

درباره موضوع دوم نیز به طور خاص، تلاش آمریکا برای تغییر نقطه تمرکز خود از منطقه خاورمیانه به شرق دور به عنوان یک متغیر مهم قابل توجه است. بنا بر همین راهبرد بود که موضوع خروج نیروهای آمریکایی از عراق و سپس افغانستان مطرح شد.

با این حال، نکته بسیار مهم در این زمینه آن است که ایالات متحده برای توجیه مداخله و به ویژه خروج خود از منطقه خاورمیانه، به برقراری حد معقولی از ثبات در این منطقه نیاز دارد. در غیر این صورت، منتقدان سیاست خارجی اوباما ـ به ویژه در کنگره این کشور ـ به سادگی رئیس جمهور آمریکا را به ناکارآمدی و به باد دادن منافع آمریکا در منطقه متهم خواهند کرد و همین‌ سبب می‌شود از اوج گیری گروه‌های افراطی در منطقه ‌و به ویژه در عراق ـ که همین ده سال پیش شاهد تهاجم نظامی آمریکا بوده ـ از سوی واشنگتن با نگرانی دنبال شود.

در این شرایط و با توجه به این دو عامل، می‌توان گفت اکنون هم آمریکا و هم دیگر کشورهای جهان به این نتیجه رسیده‌اند ‌با توجه به میران نفوذ و قدرت منطقه ای ایران، برقراری ثبات در منطقه خاورمیانه بدون همکاری ایران به هیچ وجه امکان پذیر نخواهد بود؛ بنابراین، ناگهان یک موج رسانه ای در حمایت از همکاری ایران و آمریکا برای بازگرداندن ثبات به عراق به راه می‌افتد.

البته باید توجه داشت که همکاری ایران و عراق، پیش از این و در سال 2003 (همزمان با حمله آمریکا به عراق) رخ داده و در آن زمان، یک نفع مشترک، یعنی سرنگونی صدام، سبب شد فرماندهان و استراتژیست‌های ایرانی به همکاری با همتایان آمریکایی خود در زمینه ارائه طرح و نقشه‌های لازم در عراق بپردازند. این همکاری به میزانی بود که خود آمریکایی‌ها اذعان دارند بدون کمک ایران، موفقیت در براندازی صدام بسیار دشوار و حتی غیرممکن بود.

اما درست پس از به نتیجه رسیدن این همکاری و موفقیت آمریکا در پیروزی اولیه در عراق بود که جورج بوش، رئیس جمهور وقت ایالات متحده‌ در جریان یک سخنرانی، ایران را جزئی از «محور شرارت» خواند؛ موضوعی که باعث شد همکاری ایران و آمریکا در همان مقطع متوقف شده و افزون بر آن، بار دیگر بدبینی ایرانی‌ها به طرف آمریکایی به اوج خود برسد.

اکنون نیز باید توجه داشت که موضوع همکاری دوباره ایران و آمریکا در عراق در شرایطی مطرح می‌شود که هنوز تجربه همکاری قبلی و اقدامات غیرمنطقی آمریکایی‌ها به روشنی در ذهن ایرانیان وجود دارد. در نتیجه می‌توان گفت، اگر ‌قرار باشد هر سطحی از همکاری میان دو کشور صورت بگیرد، این امر در درجه اول وابسته به دریافت تضمین‌هایی از آمریکا خواهد بود تا چنین تصور نشود که آمریکا می‌تواند هر بار در زمان نیاز خود از ایران درخواست کمک کرده و پس از آن، به رویه تقابلی همیشگی خود بازگردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.