گزارش ایرنا مرکز ایلام سوژه برنامه ˈپایشˈ شبکه یک سیما شد

به گزارش ایرنا، ˈهادی شریفیˈ مدیر روابط عمومی برنامه ˈپایشˈ شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران پس از انتشار این گزارش در ایرنا در تماس تلفنی با خبرگزاری جمهوری اسلامی استان ایلام اعلام کرد: داستان فداکاری این پیرزن ایلامی در برنامه پرمخاطب ˈپایشˈ به عنوان سوژه ˈوجدان کاریˈ پخش خواهد شد.

وی گفت: این برنامه ساعت 23 یکشنبه شب/امشب/ پخش می شود.

شریفی افزود: خانم ˈقدمخیر اله دادیˈ پیر زن ایلامی به عنوان یکی از سه گزینه وجدان کاری برنامه پایش معرفی می شود.

مدیر روابط عمومی برنامه پایش شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران ادامه داد: این پیر زن ایلامی با کاری که در مدت 48 سال گذشته انجام داده به طور قطع مادری واقعی و نمونه است؛ نگهداری از فرزند معلول و نابینایی که قدرت حرکت ندارد، کاری سخت است که این مادر به تنهایی در طول سال های زندگی خود با عشق به فرزندش انجام داده است.

وی اظهار کرد: وضعیت مالی نامناسب این مادر و دختر، شرایط زندگی آنان را سخت تر کرده است از این رو با توجه به ˈوجدان کاریˈ که این مادر پیر دارد، تصمیم گرفتیم وی را به عنوان یکی از گزینه های وجدان کاری در سیمای سراسری به مردم معرفی کنیم.

مدیر روابط عمومی برنامه پایش یادآور شد: بییندگان شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران ساعت 23 امشب (یکشنبه) می توانند پس از آغاز این برنامه از سه گزینه وجدان کاری، ˈقهرمان وجدان کاریˈ هفته را انتخاب کنند.

حکایت رنج و بردباری پیرزنی که در برابر آماج مشکلات کوچک و بزرگ، در روزهای سخت و پر مشقت دوران جنگ تحمیلی و آوارگی که هر کسی به فکر جان خود بود، همه مصائب را به دوش می کشید تا یکه و تنها فرزند نابینا و توانجوی جسمی و حرکتی خویش را در پناه آغوش گرم و مهربان خود گیرد.

داستان تلخ فداکاری این مادر نه فیلم است و نه رمان بلکه واقعیتی مستند و گزنده است که دل برخی ها انسان های آزاده و مهربان را به درد می آورد و برخی دیگر نیز که در هجوم مشکلات کوچک و بزرگ غرق شده اند بی خیال از کنار این موضوع می گذرند.

اما با این حال، مادری این چنین فداکار و شکیبا که سال های سال است خم به ابرو نیاورده و تنها امیدش خداوند مهربان بوده آیا شایسته قدردانی و کمک نیست؟

مادری که از همان آغاز تولد دخترش در سال 1346 چشم های فرزند نابینایش بوده و در هر لحظه زندگی تن سنگین و رنجور دختر را بر پاهای خویش تحمل کرده و با کمترین بضاعت مالی روزگار سپری کرده و دست احتیاج به سوی مهربانی کسی دراز نکرده آیا شایسته قدردانی نیست؟

این پیرزن خسته و تکیده از رنج روزگار، ده هاست که در خانه ای موقر و ابتدایی عصاکش دختر کور و معلولش شده و امروز گذر روزگار قامت رعنایش را خم کرده و خزان پیری شادی را از چهره اش ربوده، ˈقدمخیر اله دادیˈ که چند سالی است به علت سختی و سنگینی این بار، خود هم دچار بیماری شده و حتی به علت سکته و بی حسی نیمی از بدنش اکنون نای راه رفتن نیز ندارد آیا وی که هر روز ناتوان تر از دیروز در برآوردن نیارهای دختر با مشکلات دست و پنجه نرم می کنند، نیازمند حمایت و دستگیری نیست؟

برخی از آدم ها آن قدر شرافت و بزرگی و عزت نفس دارند که هیچ گاه سفره نیازشان را پیش کسی باز نمی کنند و در پستوی تنهایی خود دست نیاز و کمک به بی نیاز عالم هستی یعنی پروردگار دراز می کنند اما آیا این روحیه بار مسوولیت و تکلیف را از انسان های دیگر ساقط خواهد کرد؟

امروز شاید فرصتی برای امتحان من و شما و همه کسانی باشد که مسوولیت دارند، انسان هایی بزرگ که تنها برای خوشنودی خداوند گام بر می دارند و جز این به هیچ چیز دیگر هم نمی اندیشند براستی آیا با خود فکر کرده ایم که نحوه برخورد و نگاهمان با این قبیل افراد در زندگی چگونه بوده است و در این آزمون در پیشگاه الهی چه نمره ای خواهیم گرفت؟

آیا نمی توان با کمی صرف جویی و حذف هزینه های گزاف لباس های مارک دار که در بسیاری از مواقع تنها برای یک جشن و یک آیین بر تن پوشیده می شود و ریخت و پاشهای میلیونی و گوشی های آنچنانی تلفن همراه که روز به روز مدل های جدیدشان را با قیمت های نجومی تغییر می دهیم، نمی توان لبخند را بر چهره مادری پیر و دختری علیل و نابینا که جز زندگی نباتی هیچ لذتی از این دنیای پر رنگ و لهیب نبرده است، بنشانیم؟

پیرزن تنهای ایلامی حدود نیم سده است از دختر معلول جسمی، حرکتی و نابینایش به تنهایی و در خانه ای اجاره ای نگهداری می کند.

این مادر مهربان و دلسوز که ˈقدمخیر اله دادیˈ نام دارد و به قول خودش بیش از 84 سال سن دارد، سال های سال است که از فرزند معلولش نگهداری می کند.

این پیر زن فداکار همراه دختر و عروسش هر سه تنها در خانه ای اجاره ای زندگی و با مستمری ماهانه بهزیستی گذران عمر می کند.

وی مشکلات مالی و نداشتن منزل مسکونی را از جمله مشکلات خود بر می شمارد و می گوید: ˈتنها نگرانی ام دختر بیمارم است که اکنون به علت پیری و ناتوانی بدنی نمی توانم آن گونه که باید از او نگهداری کنم.ˈ

وی افزود: ˈبسیار نگرانم که سرنوشت این دختر بینوا پس از مرگم چه خواهد شد، به همین علت آرزو دارم که خداوند عمر ما دو تا را با هم بگیرد.ˈ

کاش! کمی چشم هایمان را بشوییم و جوری دیگر ببینیم، کاش! کمی با احساس مسوولیت بیشتر به این بازی روزگار و سرنوشت انسان های نجیب و فداکار بنگریم، کاش! نیکوکاران داخل و خارج استان برای یکبار هم شده این فداکاری مادر مهربان و صبور را که به حق شایسته قدردانی و حمایت ملی است با تمام وجود تکریم کنند.

به امید اینکه معرفی بیشتر این بانوی بزرگوار و مهربان که تمام زندگی اش را در نبود همسرش وقف فرزند علیل خود کرده باعث شود که دست مهرورزی پر عاطفه همه برای کمک به او دراز شود، زیرا که تحمل رنج روزگار به تنهایی طاقت فرساست و برداشتن باری از روی دوش پیرزنی رنجور و نحیف، موجب برداشتن سنگ های بزرگ از پیش پای زندگی مان می شود. ک/4

7177/565

انتهای پیام /*

: ارتباط با سردبير
newsroom@irna.ir

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*