یکشنبه، ۲۰ مهر ۹۳ - ۱۱:۱۹

اگر زنده بود احتمالا چند سال دیگر وقتی که راه می‌رفت موهای از پشت بافته‌اش به زمین رسیده بود، موهای روشنش. بافته بود…

اگر زنده بود احتمالا چند سال دیگر وقتی که راه می‌رفت موهای از پشت بافته‌اش به زمین رسیده بود، موهای روشنش. بافته بود که جلوی دست و پایش را نگیرد که اگر خواست قنداق تفنگ را روی شانه‌اش بگذارد، بین موهایش نپیچد.

‌بین اسلحه می‌پیچید بهتر بود تا بین دستان آن مرد ملعون، چنگ انداخته بود وسط موهایش و سرش را جلوی دوربین نگه داشته بود و دست دیگرش را به نشان پیروزی بالا برده بود.

سرش در دستان آن مرد داعشی بود و همان کنار پیکرش روی خاک‌ها افتاده بود. در آن عکس هم سر بی تن دختر لبخند می‌زد و هم مرد داعشی، مرد داعشی به مرگ لبخند می‌زد و سر بی تن آن دختر به زندگی.

لباس سبز نظامی هنوز تن پیکر بی سر دختر بود، از این جلیقه‌ها که فشنگ به آن وصل می‌کنند هم به تن داشت، اسلحه‌اش هم حتما جایی آن طرف‌ها بود.

و ما عکس همین یک دختر مبارز را دیدیم که در دست یک داعشی بود و هزاران دختر دیگر را ندیدیم که هر روز می‌میرند، با اسلحه، با تفنگ یا ذبح می‌شوند یا شاید به گونه‌های دیگر… .

آقایان اعضای ائتلاف ضد داعش دختر دارید؟ دختری که سنش به 30 نرسیده؟ موهایش را می‌بافد؟ تا حالا لباس نظامی تن کرده؟ فقط یک لحظه لطفا چهره دخترتان را روی کله بی جان این دختر تصور کنید، بعد ببینم بمباران‌های هواییتان با ناز از کنار مقرهای داعش می‌گذرد؟

بعد ببینم فقط جاهایی را بمباران می‌کنید که نفت دارد، که سد دارد، که پول دارد؟ که داعش برود و شما پولش را ببرید.

کوبانی نفت ندارد، پول توی کوبانی نیست، پس دلیلی ندارد مواضع داعش را اینجا بمباران کنید، حتی اگر خواستید می‌توانید هواپیمای بدون سرنشین و تجهیزات جدید جنگی هم به آنها بدهید، اما لطفا قبلش باز هم چهره دختران را روی آن سر بی جان تصور کنید.

مردها دیگر کفاف جنگ در کوبانی را نمی‌دهند، البته اگر مردی مانده باشد. مردم کوبانی تانک و هواپیما ندارند، زن‌ها اسلحه دست می‌گیرند و کنار مردهایشان می‌جنگند، لباس نظامی پوشیده‌اند، دوربین جنگی و کلاش دست می‌گیرند، موهایشان را هم بافته‌اند.

بچه‌های کوبانی این روزها در خانه مادر ندارند، مادری که شیر بدهد و بغل کند، مادری که غذای گرم بپزد، مادری که ناز و نوازش کند، مادرهای کوبانی این روزها مرد شده‌اند.

خشاب عوض می‌کنند، تیر می‌اندازند، سر مردهای ملعون را غرق خون می‌کنند، پیش‌مرگ شوهر و بچه‌هاشان می‌شوند، پیش‌مرگ خطری که عراق و سوریه را تهدید می‌کند، خطری که آسیا را تهدید می‌کند، خطری که دنیا را تهدید می‌کند.

اگر کوبانی سقوط کند باز شنگال تکرار می‌شود، باز مردم در محاصره می‌مانند، در محاصره مردان سیاه پوش رو سیاه و باید آواره کوها شوند، مردهاشان را می‌کشند و زن ها را می‌برند و بچه‌ها را جلوی آفتاب می‌گذراند که از گرسنگی و تشنگی بمیرند.

اگر کوبانی سقوط کند آن بچه لباس قرمزی که آنقدر در کوه‌های شنگال جلوی آفتاب مانده بود که چشمهایش سوخته بود و کور شده بود و بعد هم مرد، هزار تا می‌شود. بچه‌ای که معلول بود و سنگین بود و چه حالی داشتند پدر و مادرش وقتی تصمیم گرفتند رهایش کنند که بچه‌های دیگرشان زنده بمانند.

کوبانی سقوط کند باز بازار موصل پر می‌شود از زن‌های فروشی، داعشی‌ها قفس‌های فلزی بزرگ دارند و زن‌ها در آن می‌گذراند در معرض دید عموم که بیایند و ببینند و یکی را انتخاب کنند و آدم بخرند و ببرند.

مثل زن‌های شنگال، که داعش آنها را برد و معلوم نیست کجا هستند، مادرها و شوهرها و برادرها و بچه‌های زنان کوبانی هم مثل خانواده‌های شنگال می‌سوزند و سعی می‌کنند پول جمع کنند خودشان بروند زنهایشان را بخرند.

این مردهای ملعون از کجا آمدند؟ یک روز یکی آمد و گفت داعش آمده، ‌با پرچم‌های سیاه. کم کم جلو آمدند، چالش سطل خون راه انداختند، آدمها را سر بریدند و گورهای دسته جمعی ساختند.

در شهر ترس برپا کردند، گوشه کنار شهر باد می‌زد به سرهایی که دور میدان‌ها آویزان کرده بودند که مثلا مایه عبرت شود.

‌مسلمان را قتل عام کردند که دولت اسلامی بر پا کنند! فیلم گرفتند و پخش کردند تا همه بترسند، که وقتی گفتند داعش مردم فرار کنند و راه برایشان باز بگذراند.

زن هم بین آنها زیاد است، آنها یک زن هستند و زن‌های عراق و سوریه هم یک زن. زن‌های کوبانی و شنگال و موصل و تکریت هم یک زن.

داعش کثیف است، کثیف و سیاه، اما ترس ندارد، آنقدر ترسو هستند که حتی جرات نمی‌کنند چهره‌هاشان را نشان دهند، از روسیاهی که نمی‌پوشانند از ترس است که کسی نبیندشان، که نمیرند، از مرگ می‌ترسند.

مرگ آنها نزدیک است، اگر کمک کنیم، اگر داد بزنیم به داد عراق و وسوریه برسید، اگر ائتلاف‌ها واقعی شوند، اگر بگذارند مبارزها وارد کوبانی شوند، اگر نگذارند کوبانی سقوط کند، اگر نگذارند مردها و زن‌ها بمیرند.

مرگ داعش نزدیک است، اگر دخترهای مو بافته زنده بمانند و بمب به خود ببندند و بین داعشی‌ها بروند، زیاد نیستند، می‌شود نابودشان کرد.

نگذارید این پرچم‌های سیاه گوشه کنار شهرهای عراق و سوریه برافراشته شود، مسری است، تمام دنیا را می‌گیرد. بعد یک هو دیدی مجسمه آزادی را پایین کشیدند و جای آن پرچم سیاه بلند کردند و داعش‌ها آمدند، نشستند توی کاخ سفیدتان.

مرگ داعش نزدیک است اگر آقایان ائتلاف ضد داعش دختران خود را جای دختران کوبانی بگذارند، اگر واقعا ضد داعش بشوند.

نوشتار از: فاطمه کمانی، خبرنگار ایسنا، منطقه کرمانشاه

انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.